بابای خوبم

چه آشفته گیسو شدی نازنینم
چشای قشنگت رو زخمی نبینم
چقدر این روزا کم شده گیسوانت
خبر دارم افتاده آتیش به جانت

عطر پرچمت

بر کوچه های مرده ی این شهر جان بده
با عطر پرچمت دل ما را تکان بده
دنیا به جز تو سایه ی امنی نداشته ست
ما را به زیر سایه ی امنت مکان بده

عشق تو

اگر مرا نظر لطفت انتخاب کند
مرا که ذره ام عشق تو آفتاب کند
رهین منت عالم نمی شوم هرگز
اگر حسین مرا نوکرش خطاب کند

غدیر مرز نفاق و ایمان

غدیر عید ستم دیده گان دوران هاست
به حق رسیدن حق دار و مزد انسان هاست
غدیر عرش خدا در دل بیابان هاست
قسم به صبح که روشن ترینِ پیمان هاست
غدیر ختم به خیری دین و اسلام است
بدون باورش اسلام بی سرانجام است

یا حضرت رضا(ع)

ماییم هم جوار تو یا حضرت رضا
پروانه ی مزار تو یا حضرت رضا
چون ذره بر مدار تو یا حضرت رضا
هر لحظه بی قرار تو یا حضرت رضا

عبد خطا کار

از خطا هر لحظه سنگین کرده بار خویش را
خرج دنیا میکنم دار و ندار خویش را
بسکه با توبه شکستن روزگارم سر شده
پیش حق از دست دادم اعتبار خویش را

یا ام المومنین

تمام زندگی ات خرج راه دین شده است
حضور محکم تو سدِّ مشرکین شده است
قلم به مدح تو هر وقت روی دست نشست
به دفترم عرق شرم بر جبین شده است

آواز عشق

آواز عشق بی تو صدایی نداشته ست
قبل از تو عشق راه به جایی نداشته ست
جان ادب بدون تو نایی نداشته ست
دنیای بی تو هیچ صفایی نداشته ست

عشق

آمدی خاک آسمانی شد
شب این کوچه کهکشانی شد
عشق را چشمهات بانی شد
زندگی تازه زندگانی شد

نسل قنبر

تا غرق نور حیدر کرار می شوم

از روزگار شب زده بیزار می شوم

هر شب به ذکر ناد علی خواب می روم

هر صبح با اذان تو بیدار می شوم

شاهزاده

تو انتخاب خدایی برای فرداها
ضمانت تو امید حسینیِ ماها

اگر چه کودکی اما بزرگ دنیایی
ندیده اند شبیه تو چشم دنیاها

بانوی گریه

مادر روز های دلتنگی
بانوی گریه های طولانی
می شد از موج اشک هر روزت
آسمان مدینه طوفانی

دکمه بازگشت به بالا