کسی را نداریم

شبم پُر شد از ماهتابِ علی

لبم تر شده از شرابِ علی

رطب می‌شوم زیرِ ایوان او

مرا می‌پزد آفتابِ علی

ایلیائیم

ایلیائیم از دهات شما
از تبارِ ترنُمات شما

آسمانها همیشه گُم بودند
پایِ هر سبزه‌ی حیات شما

هنگام اذانت

از عربده‌ام ُپر شده میخانه‌ام امشب

بد مستم و بر گردنِ پیمانه‌ام امشب

سودا زده‌ی طُره‌یِ جانانه‌ام امشب
زنجیر بیارید که دیوانه‌ام امشب

افلاک

خدایِ عالیِ اعلی ندارد از تو عالی‌تر
ندارد در بساطِ خود از این عالی تعالی‌تر
علیُّ حُبُه جُنَّه قسیم النار والجَنَّه
به حمدِالله وَالمِنَّه ولی‌الله ست والی‌تر

آلوده‌ایم

هرچه بادا باد اما عشق باد
عشق بادا عشق بادا عشق باد
جوهر این عاشقی‌ها عشق باد
کارِ دنیا کارِ فردا عشق باد
عقل رفت وگفت تنها عشق باد

شعر ولادت حضرت ابالفضل (ع)

دِلی دارم و خانه یِ بوتُراب است
سَری دارم و خاکِ عالیجناب است

عوض کرده روز و شَبَم جایِ خود را
که ماهی دمیده پُر از آفتاب است

عالم به پا شد

امام حسین علیه السلام

ببینید گیسوی پُر تابِ ما را
ببینید جوش می ناب ما را
ببینید ماه جهانتاب ما را
ببینید لبخند ارباب ما را

پیمبر ها

ما که هستیم ؟ انتخابِ حسین
از دعاهایِ مستجابِ حسین
گَردِ راهی در آفتابِ حسین
پرِ کاهی در التهابِ حسین
گِلی از خاکِ بوترابِ حسین
ما که هستیم ؟ یک صواب حسین

قبله‌یِ عوالمِ

ای قبله‌یِ عوالمِ بالا حسین جان
ای شُعله شُعله آتشِ دلها حسین جان
حٰا سین و یا و نونِ خدا , یاحسین جان
ماییم و هر نفس نفسِ ما حسین جان
یک واژه است عزتِ دنیا حسین جان

حسین است

اَبرَم و بارِشِ بی پروایَم
موجم و همسفرِ دریایم

مثل خورشیدِ کویری خشکم
مثل مهتابِ شبِ صحرایم

شعر شهادت حضرت موسی ابن جعفر(ع)

بر روی تخته پاره تنت گیر کرده بود

انگار لنگه در , دو سه تا میخِ تیز داشت

زنجیر را کشید کمی از تو شد جدا

این استخوانِ پا چقَدَر خُردِ ریز داشت

تو رویِ در شکسته و مادر به پشتِ در…

تشییع تو به خانه‌ی زهرا گریز داشت
حسن لطفی

جمعِ کوفی

لحظه‌ها لحظه‌های آخر بود
آخرین ناله‌های خواهر بود
خواهری که میان بستر بود
خنجری خشک و دیده‌ای تَر بود
چقدر سینه‌اش مکدر بود

دکمه بازگشت به بالا