یاسِ علی

از غصه سرتاسر شدی این چند ماهه
دلتنگ پیغمبر شدی این چند ماهه

وقتی شنیدی دست من را صبر بسته
یک پارچه حیدر شدی این چند ماهه

فانی ام

فانی ام… آغاز و پایانی ندارم جز خودت
غیر مقدورم که امکانی ندارم جز خودت

سال ها محتاج نانم از تنور خانه ات
از کسی در سفره ام نانی ندارم جز خودت

طعنه شنید

غربت کشیده آشنایش فرق دارد
آهش… صدایش… گریه هایش فرق دارد

فهمیده هر کس ذره ای دوری چشیده
هجران زده حال و هوایش فرق دارد

دکمه بازگشت به بالا