یا فاطمه الزهرا(س)

آه در سینه بماند بغض طوفان می کند
چشم را در سفره های گریه مهمان می کند

در بیابانی که غفلت در دل من ساخته
می کند اشکم همان کاری که باران می کند

یا صدیقه الشهیده (س)

صحبت از دستی که رزق خلق را می‌داد شد
هر کجا شد حرف از بانو به نیکی یاد شد

او که جای خود گلوبندش اسیر آزاد کرد
حر هم از یمن ادب بر نام او آزاد شد

یا زهرا(س)

تابیدی و به مهر تو جان آفریده شد
پلکی زدی، زمین و زمان آفریده شد

از تار و پود معجر تو پایه‌های عرش
از چین چادر تو جهان آفریده شد

پس از تو اهل خانه چون پریشانی کیسوها

پس از تو اهل خانه چون پریشانی کیسوها
نمی‌آیند گرد هم مگر با گریه آهو ها

شبیه غنچه‌ها در خود پس از تو معتکف هستند
نمی‌آید دگر سرها برون از روی زانوها

زهرای من

زهرا همیشه عشق در جریان حیدر بود
زهرا همیشه خون در شریان حیدر بود

زهرا ستون خانه‌ی ایمان حیدر بود
ایمان نه تنها بلکه زهرا جان حیدر بود

شمعی و من دور سرت پروانه زهرا

شمعی و من دور سرت پروانه زهرا
سوسو مزن اینقدر در کاشانه زهرا

باشد، رخت را پشت پوشیه نهان کن
اما نرو اینگونه از این خانه زهرا

آن خانه ای را که نباشی در میانش
فرقی ندارد هیچ با ویرانه زهرا

فدای حضرت زهرا(س)

من هرچه دارم از عطای حضرت زهراست
از ابتدا دل مبتلای حضرت زهراست

یک جان ناقابل خدا داده به من آن هم
با فخر می‌گویم فدای حضرت زهراست

عزیز دلم

نشستم کنارت
که من رو ببینی
میخوام تا که از جات
بلند شی بشینی

مادر

این ندا از عرش بالا میرود
دختر آمد حیف مادر میرود
مادر..
مادر…
مادر…

یا زینب(س)

و خدا خواست جلال نبوی جلوه کند
و بیاید به زمین نور علی جلوه کند

و خدا باز به زهرا و علی کوثر داد
سوره مریمی از سوره پیغمبر داد

عقیله العرب

نفس نفس ترانه‌ی حجاب میدمد
ز لاله‌های کربلا گلاب میدمد
قصیده‌ی بلند آفتاب میدمد
چه مصرعی ز بیت بوتراب میدمد

بی بی جانم

گل باغ پدرت بودی و پر پر نشدی
سوخته در وسط شعله پس در نشدی

فاطمه بوده ای اما جگری از تو نسوخت
وسط شعله ی آتش پسری از تو نسوخت

دکمه بازگشت به بالا