دیدم به روی نیزه ها بال و پرت را
دیدم به صحرا اربا اربا پیکرت را
دیدم به سرعت آمدند و دوره کردند
دیدم گرفتند اشقیا دور و برت را
دیدم به روی نیزه ها بال و پرت را
دیدم به صحرا اربا اربا پیکرت را
دیدم به سرعت آمدند و دوره کردند
دیدم گرفتند اشقیا دور و برت را
بویس روی صفحه قلم … آه کربلا
آتش گرفت باز دلم … آه کربلا
دوری , شکستگی , دل پرخسته از همه
خیره به قاب عکس حرم … آه کربلا9
دیدم از روی بلندی که تنت غلطان است
غلت خوردی ته گودال و لبت خندان است
قاتلت , شمر , عزیزم چقَدَر بد برید
همه رگ های تو از حنجرت آویزان است
علیرضا خاکساری
آسمان است و زمین دور سرش میگردد
آفتاب است و قمر خاک درش میگردد
این قد و قامت افتاده درختطوباست
این محاسن بخدا آبروی دینخداست
هر چه من داد زدم , باز صدایم نرسید
قطره ای آب به این خشکی نایم نرسید
ضربه ای بر دهنم زد که من آرام شوم
به خدا کر شده دشمن که نوایم نرسید
شمر و سنان دور و برت تاب میخورند
نان را به نرخ کشتن اصحاب میخورند
تنها برای این که لج ام را در آورند
با مشک شان کنار حرم آب میخورند
علیرضا خاکساری
من نگفتم که شوی بی پر و بی بال نرو؟
زیر سُم ها شود عضو عضو ِ تو پامال نرو؟
تو اگر نیزه خوری میروی از حال نرو؟
به خدا گیر می افتی ته گودال نرو؟
وقتی که باد سرد و سیاهی وزیده شد
در کربلا هزار بلا آفریده شد
یک ذره هم ز عاطفه بویی نداشتند
حتی گلوی اصغر ما هم دریده شد
نیزه ای در دهن شه جا شد
کمر خواهرش از غم تا شد
بند های بدن از هم وا شد
تکه تکه پسر زهرا شد
یک نفر انگشترت را می برد
دیگری بال و پرت را می برد
گرگی از بالا سرت رویت درید
می جوید و پیکرت را می برد
دیدن چگونه دل ز علی اکبرش برید
دل از برادرش یل آب آورش برید
در پشت خیمه گریه کنان شاه کربلا
دیدن چگونه دل ز علی اصغرش برید
چگونه صبر کنم رفتن تورابینم
نوای وا عطشا گفتن تورابینم
در این طرف تو صدا می زنی«انا المظلوم»
جواب……هلهله دشمنتورا بینم