شعر عصر عاشورا و شام غريبان

بگو چه چاره کنم

بگو چه چاره کنم این هزار ماتم را
هزار و نهصد و پنجاه زخم درهَم را
یکی‌یکی همه ی خیمه‌ها در آتش سوخت
که من شروع کنم روضه‌ی محرم را
بیشتر بخوانید »

امان

به نیزه‌دار بگو نیزه را تکان ندهد
به کودکی که به خوابِ خوش است جان ندهد
رُباب بندِ طناب و خدا کُنَد امشب
به این بُریده نفَس بچه را نشان ندهد
بیشتر بخوانید »

جدا کردند

از روی دلسوزی دهاتی های اطراف
تاصبح دور پیکر تو گریه کردند
همراه حیوانات صحرا دور گودال
باگریه های مادر تو گریه کردند

بیشتر بخوانید »

شکسته زانویم‌

روا بود که گلایه ز روزگار کنم
چقدر بر جگرم درد و غصه بار کنم

به وحش‌ و‌ طیر سپردم مراقبت باشند
کسی نماند کنار تنت! چکار کنم

بیشتر بخوانید »

قتلگاه اطهرت

پاره پاره حنجرت را بوسه باران می کنم
عضو عضو پیکرت را بوسه باران می کنم

خاک اینجا ای برادر بوی زهرا می دهد
قتلگاه اطهرت را بوسه باران می کنم

بیشتر بخوانید »

حرمت‌پنجاه ساله ام

دیدی شکست حرمت‌پنجاه ساله ام
دیدی نماز نافله ی من‌ نشسته شد

دستی که بوسه میزدیش صبح‌ و ظهر وشام
بین طناب شمر زنازاده بسته شد

بیشتر بخوانید »

گودال

شور برپا می شود
“تا شهادت نامه ی عُـشّاق امضا می شود”
هر که جا خالی نکرد
دردهـای باطِـنیْش امـشب مُــداوا می شـود

بیشتر بخوانید »

خضاب

راوی نوشت روی تنت پا گذاشتند
سر را جدا نموده و تن را گذاشتند

آقا بگو که بی صفتان روی پیکرت
جایی برای بوسه ی زهرا گذاشتند؟؟

بیشتر بخوانید »

مدح و مرثیه امام حسین (ع)

ما را پناه نیست به جز کشتی نجات
راه نجات ماست از این دار مشکلات
 
بر پرچم سیاه غمش تکیه می کنم
جانم فدای ماتم لب تشنهء فرات
بیشتر بخوانید »

شعر روضه سیدالشهدا (ع)

دارند زنده زنده ترا دفن میکنند
برجسم نیمه جان تو رحمی نمی کنند
از جای آب نیزه به خورد تو می دهند
بر خشکی دهان تو رحمی نمی کنند
بیشتر بخوانید »

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن