شعر شهادت اهل بيت (ع)

ذکر یا حیدر

کل عالم ذکر یا حیدر گرفت
راه و رسم عاشقی از سر گرفت
تا که ذکرش را به لب آورده ام
دل به سمت گنبد او پر گرفت

سیر اِلی الله

موریم که داریم سلیمان نجف را
دادند به ما کنج شبستان نجف را

من رعیت سلطان خراسانم و دارم
عمری به سرم منّت سلطان نجف را

یا حیدر

عمر علی رسید به پایان دفترش
وقتی که سوخت سینه ی زهرای اطهرش

یک عمر پا به پای مصیبات فاطمه
خون دلی که خورد علی ، ریخت از سرش

یا علی

آخر سر تو هم زمین خوردی
تو که نامت توان زانوهاست
در نگاه ترت نشسته غروب
فصل کوچیدن پرستوهاست

پایان شب هجران

سحر است و سحر عمر علی پایان است
این سحر مژدهٔ پایان شب هجران است
این سحرگاه سحرگاه وصال یار است
تا سحر دیده حق بین علی بیدار است

یا علی

تا نظر بر این دل پر التهابم می کنی
با نوای دلنشین خویش خوابم می کنی

مطمئنم با نگاهی این شب قدر ای علی ع
تو حسابم می کنی و مستجابم می کنی

منم غلام علی

«علی امام…»و الفبا شروع شد با عین
«منم غلام علی…»و تمام شد با غین

علی ست حاصل تجمیع چارده معصوم
اگر که مرکز ثقل جهان شده ثقلین

مظلوم علی

هرچند در عمرت به جز غربت ندیدم
امشب غمی در بین چشمانت ندیدم

آشفته ام کرده است اوضاع خرابت
حتی طبیب کوفه هم کرده جوابت

دل شکسته‌ی زینب

دعا کنید دگر فرصت مداوا نیست
دعا کنید که جانی به جسم مولا نیست

تمام زهر اثر کرده بر تنش اما
به سینه اش اثری غیر زخم دنیا نیست

ناد علی

منم و این نفسِ از تب و تاب افتاده
منم و چشمِ خرابی که ز خواب افتاده
آتش سینهء تنگم به شتاب افتاده
جگرم سوخته در قعر عذاب افتاده

قرآن ناطق

قرآن ناطق حیدر و تفسیر، زینب
ام المصایب شد به هر تقدیر، زینب
حالا که گفتی می روم شد پیر، زینب
مثل تو شد از دست مردم سیر، زینب

کوفه من رفتم

می چکد خون دلم از ساغری که سوخته
میلِ به پرواز دارم با پری که سوخته

اشتیاق وصل دارم آه آه دوری ام
هی زبانه می کشد از حنجری که سوخته

دکمه بازگشت به بالا