بردیا محمدی

یا امام رضا (ع)

خاک بودم سال‌ها از شوق گلدان شما
در دل من بار خواهد داد احسان شما

هرچه را آموختم از کودکی..،نام تو بود
یا رضا گفته فقط طفل دبستان شما

یا اهل العالم

مسیر نور در اوج رهایی
رسیده تا افق های جدایی
شنیده شد صدای آشنایی
ز اطراف حریم کبریایی…

ندا آمد:الا یا اهل العالم
چهل شب مانده تا ماه محرم

همین‌جاست جنتم

احساس می کنم که همین‌جاست جنتم
هر وقت در حریم تو گرم زیارتم

هرگز به جز تو از تو نمی خواهم ای رئوف
این است آرزوی من این است حاجتم

یا عزیز الله

دام بگذارید بعدش دانه لازم می شود
جلد می گردد کبوتر،لانه‌لازم می شود

سوختن در عاشقی،کارِ کبوتربچه نیست
شمع می داند کجا پروانه لازم می شود

یا فاطمه المعصومه(س)

نور تو بر زمین اصابت کرد
عرش را غرق بُهت و حیرت کرد

باد با شاخه های سبز امید
کوچه ی شهر را نظافت کرد

طلعت نور

شب را به پایان می رساند طلعت نورت
خورشید عالم خلق شد از برکت نورت
از کهکشان ها هم گذشته وسعت نورت
جبریل سر خم کرده پیشِ هِیبَت نورت

غم فراق تو

به یُمن هجر ز محصول اشک سرشارم

بدون گریه شبیه درختِ بی بارم

دعای ریگِ بیابان همیشه پشت من است

کویر ، معترف است اینکه خوب می بارم

باران غم

باران غم می بارد از چشم تر من
خون می چکد از چشمه های کوثر من

هر شب سر سجاده “آه” آشنایی
رد می شود از کوچه های حنجر من

بعلیًّ بعلیًّ

خارج از درک عُقول اند خدا با حیدر
می رسد تا به خدا هر که رسد تا حیدر

ذات حق در وجنات علوی جلوه نمود
بهترین آینه ی عالی اعلیٰ..،حیدر

یا صاحب الزمان(عج)

بهاران قد علم کرده ولی رنگ قیام‌َ‌ت نیست
قبای سبز پوشیده درختی که به نام‌َت نیست

چه معنا می دهد عیدی که یارت را نمی بینی
چه دارد هفت‌سینی که در آن سروِ امامَت نیست

لا اِلهَ اِلّا اَنْت

اگرچه باد مَعاصی مهاجم است هنوز
نسیم مرحمت تو ملایم است هنوز

صدای زمزمه ی “”لا اِلهَ اِلّا اَنْت”
شبیه ضجّه به گوش عوالم است هنوز

الهی و ربی

پای دل در پیشگاه یار لغزش می کند
هرچه با ما می کند این نَفْسِ سرکش می کند

زیرِ گوشِ من بزن..،شاید بیاید اشک من
عاقبت این گریه ما را اهل بخشش می کند

دکمه بازگشت به بالا