شعر میلاد امام سجاد

اَینَ زین العالدین

من ندارم در جهان جز تو امینی ای خدا
داری از من عبد آلوده ترینی ای خدا؟
ای پناه بی پناهی ها ، بده آرامشم
خسته ام از این هیاهوی زمینی ای خدا

حجت خدا سجاد

آخرین پادشاهِ ساسانی
دختری داشت پاک و نورانی

شهربانوست شهرتش در ما
بانوی حق مدار ایرانی

یا علی بن الحسین

دور و برش دلدادۂ ماهر ندارد
از شیعیانش یک نفر عابر ندارد

مردی که فرمان می پذیرد عرش از او
بالاسرش یک خادم ِ حاضر ندارد

سید الساجدین

شبیهِ سیبِ غلطانی که از جوی تو می‌آید
دلِ سرگشته‌ی ما از شبِ موی تو می‌آید

تو آنقدر از خدا سرشار هستی که نمی‌دانیم
که این عطرِ خداوند است یا بوی تو می‌آید

مرد شب زنده دار سجاده

روزمیلادتان چه روزی بود

در مدینه هوا بهاری بود

برق می زد نگاهتان ازعشق

وقت یک عکس یادگاری بود

دکمه بازگشت به بالا