انعکاس شور و امید شعف باب الجواد
زائر تو ایستاده جان به کف باب الجواد
این بلا تکلیفی اش ارثیه کرب و بلاست
یک طرف باب الرضا و یک طرف باب الجواد
انعکاس شور و امید شعف باب الجواد
زائر تو ایستاده جان به کف باب الجواد
این بلا تکلیفی اش ارثیه کرب و بلاست
یک طرف باب الرضا و یک طرف باب الجواد
دستهای من و دامان رضا به چه شود
کرم و بخشش واحسان رضابه چه شود
روزاول که خدا قرعه زداعلام نمود
خاک ایران شده مهمان رضا به چه شود
حرف های نگفته ای دارم
که فقط با تو میزنم آقا
آمدم باز درد دل بکنم
کفتر خسته ات منم آقا
آمدم کنج این حرم تا که
یک گدا یا که خاک پا بشوم
بعد گردش به دور مرقد تو
عازم کوی کربلا بشوم
دوباره دل زکمند گناه می گیرم
در آسمان خراسان پناه می گیرم
نگاه لطف شما بر همه نمایان است
که سهم خود را از این نگاه می گیرم
با هر طلوع, بوسه ی خورشید می رسد به تو
ای مشرقی ترین امام جغرافیای دین
هر روز هدیه ام سلامی به سمت توست
ای مرتضای رضای اولیای دین
مهرت نشسته بر دل من ایهالرئوف
هستی تمام حاصل من ایهالرئوف
عشق تو گشته قاتل من ایهالرئوف
نامت علاج مشکل من ایهالرئوف
من خراب گوشه ی چشمی شدم
من به صید افتاده ی دامی شدم
طاق ابروئی مراسرمست کرد
خنده های زیرلب پابست کرد
ای کاش برای ما دعا بنویسند
یک تذکره ی کرببلا بنویسند
ما حج که نرفته ایم اما کافی است
یک مرتبه حج فقرا بنویسند
آقا به ملازمان بگو نامم را
با این که پر شده قلم از واژه های تو
طبعم نمی کشد چه بگویم برای تو
لکنت گرفته است زبان قصیده ام
ماندم چگونه شعر بریزم به پای تو!
شب ها میان صحن شما نور می وزد
نزدیک می وزد, اگر از دور می وزد
هر کس که پر گرفت در این سر سرای نور
دورش فرشته می وزد و حور می وزد
رضا اگر چه به صورت, از آن حرم دورم
من از تو دور که باشم, ز خویش هم دورم
میان اینهمه دوری ترانه دل من
شده «تو با منی اما من از خودم دورم»