حسن لطفی

شعر ولادت امام سجاد (ع)

سویِ مجنون برسانید که لیلایی هست
ما شنیدیم در این شهر که آقائی هست
دورِ این خانه شلوغ است اگر جائی هست
دردمندیم و دلی خوش که مداوائی هست

شعر ولادت حضرت امام سجاد(ع)

ای انیسِ قدیمی دلها
آفتابِ بلندِ ناپیدا

تا خدا می بَرَد دلِ ما را
پَرِ سجاده هایِ سبزِ شما

شعر ولادت امام سجاد (ع)

عشق گاهی میان شب بو هاست
گاه در سینه ی پرستو هاست

عشق گاهی کنار برکه ی آب
عشق گاهی نوازش قو هاست

شعر ولادت امام حسین (ع)

اَبرَم و بارِشِ بی پروایَم
موجم و همسفر دریایم

مثل خورشیدِ کویری خشکم
مثل مهتابِ شبِ صحرایم

شعر ولادت امام حسین (ع)

روزِ اَلَست , روزِ ازل , لحظه های عشق
روزی که آفریده شد عالم برای عشق

روزی که آفرینشِ گیتی تمام شد
آغاز شد به دستِ خدا ماجرای عشق

شعر روضه حضرت موسی ابن جعفر (ع)

کُنجِ نَمورِ این قفسِ غم فزا بس است
خو با بلا گرفته ام اما بلا بس است

قلبم گرفته باز , جگر گوشه ام کجاست
این روزِ آخری غمِ هجرِ رضا بس است

شعر روضه حضرت موسی ابن جعفر(ع)

در گوشه ای شکسته زِ آوارِ بی کَسی
تنها اسیر و خسته و بی آشنا منم
یلدا ترین شب است شبِ این سیاه چال
پیر و نحیف و بی کَس و بی همصدا منم

شعر روضه حضرت زینب (س)

کیست زینب آسمان در مَحضَرَش اُفتاده است
پیشِ او خورشید با خاکسترش اُفتاده است
شام چیزی نیست تا ویران کُنَد با خطبه اش
بالِ عزرائیل پایِ شَهپَرَش اُفتاده است

شعر مدح حضرت زینب (س)

کیست زینب همیشه بی همتا
نورِ مستورِ عالمِ بالا
کیست زینب نفس نفس حیدر
کیست زینب تپش تپش زهرا

شعر روضه حضرت زینب

در چشمهای منتظرم نا نمانده است
یک چشم هم برای تماشا نمانده است
از بَسکه گریه کرده ام و خون گریستم
اَشکی برایِ دخترِ زهرا نمانده است

شعر روضه حضرت زینب (س)

لحظه ها لحظه های آخر بود
آخرین ناله های خواهر بود
خواهری که میان بستر بود
خنجری خشک و دیده ای تر بود
چقدر سینه اش مکدر بود

شعر ولادت حضرت امیر المومنین علی (ع)

از روزگار قسمت اگر این خرابی است
شُکرِ خدا که تربتِ ما بوترابی است
از بس علی علی زِ لبم چکه می کند
یکسر تمام پیرهنِ من شرابی است

دکمه بازگشت به بالا