حسین صیامی

ای سایه ات

ای کشتی فتاده به دریای غم حسین

ای سایه ات همیشه به روی سرم حسین

دائم مسیح می کند از هر دمم ظهور

وقتی میان روضه نفس می زنم حسین

ماه محرم است

جانم اسیر باده ماه محرم است

دل آشنا به جاده ماه محرم است

“باز این چه شورش است که در خلق عالم است”…

یک گوشه از اراده ماه محرم است

این حرفهای ساده

این حرفهای ساده گناهش به پای من

با میل و با اراده گناهش به پای من

تا روز حشر پای ولای تو یا علی

هر کس که ایستاده گناهش به پای من

نام تو

نام تو به روی سینه حک باید کرد

خاک دلم اینگونه الک باید کرد

آن قدر ملیح است بیانات شما

تشبیه به دریای نمک باید کرد

بدر الدجی

مگر نجوم ز بدر الدجی چه می دانند؟

زمینیان ز ستون سما چه می دانند؟

به عقل ناقص ما حق بده به تو نرسد

مگر عقول بشر از خدا چه می دانند؟

تومیا

کوفه درد است ولی ای همه درمان تو میا

قسمت می دهم این بار به قرآن تومیا

گیرم اینجا همه مردند ولی غیرت را

می فروشند به یک قیمت ارزان تو میا

پای هر روضه دلم

پای هر روضه دلم یکسره غم میگیرد
بارش ابر به چشمان ترم میگیرد
دل من سخت هوایی است, میان روضه
شوق پرواز به اطراف حرم میگیرد

هوای محرم

لبریز اشک و آهم و دل تنگ روضه ها

دل تنگ پادشاهم و دل تنگ روضه ها

تاثیر گریه های عقیله است بی گمان

وقتی که سربراهم و دل تنگ روضه ها

ای مهربان ترازپدرومادرم حسین..

ای سایه ات فتاده به روی سرم حسین
معنای واقعی اصول الکرم حسین

یک یاحسین گفتم و دیدم غمی نماند
تسکین دردهای دل مضطرم حسین

پای منبرت

لبریزم از حیا و ادب پای منبرت

پر شور و اشتیاقم و تب پای منبرت

ارباب جان تویی سبب سجده های من

آموختم عبادت رب پای منبرت

کجایی رفیق من؟

پیراهن سیاه کجایی رفیق من؟

 اندوه و اشک و آه کجایی رفیق من؟

 بوی محرم است فضارا گرفته است

 ای بی نظیرماه,کجایی رفیق من؟

رسم نوکری

ﺣﺎﻟﻢ ﺧﺮﺍﺏ, ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﺭﻭﺑﺮﺍﻩ ﻧﯿﺴﺖ

ﺩﺭ ﮐﻮﻟﻪ ﺑﺎﺭ ﻋﻤﺮ,ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖ

ﺳﻮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺩﻟﺖ ﺷﺪﻩ ﮐﺎﺭﻡ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ

ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻢ ﻧﻮﮐﺮﯼ ﺩﺭ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖ

دکمه بازگشت به بالا