منو ببخش اگه در حقّ تو جفا کردم
منو ببخش که واسه تو کم دعا کردم
منو ببخش که با این چشای آلوده
برای دیدن تو هی خدا خدا کردم
منو ببخش اگه در حقّ تو جفا کردم
منو ببخش که واسه تو کم دعا کردم
منو ببخش که با این چشای آلوده
برای دیدن تو هی خدا خدا کردم
بیا که درد و مرض کشته است ایمان را
بیا و روح بده این قلوب بی جان را
فقط تویی که به درد جهان مداوایی
بیا که از تو بگیریم راه درمان را
امسال هم گذشت تو از ما گذشت کن
اوضاعمان خراب شد آقا گذشت کن
وقتی پدر تویی همه کارت به حکمت است..
یا اینکه چوبمان بزن و یا گذشت کن..
روضه گرفته ایم شما را صدا کنیم
با اشکِ دیده نذرِ ظهورت دعا کنیم
نذرِ تو کرده ایم چهل شب عزا و غم
با گریه بر حسین به این نذر ادا کنیم
وقتی نَباشی تو، بهاری دَر زمین نیست
تقویم های سال، غیر از نُقطه چین نیست
شبهای جمعه تا سَحر، آشفته هستم
تا عصر می گویم؛ قرارِ ما که این نیست!
به حق ذکر لبانت به ربنای خودت
بخوان دعای فرج را خودت برای خودت
به فکر مردمی و هیچکس به فکرت نیست
تویی غریبهٔ دنیا و آشنای خودت
باز غمی در دلِ من جا گرفت
بس که سراغِ گلِ زهرا گرفت
منتظرِ روی توأم ماهِ نو
مُردم از این هجرتِ جانکاهِ تو
آقا نظری ،گوشه چشمی ،کرمی کن
امروز در این جمع گرفتار زیاد است
نشد از چهرهام غم را بگیری
زِ من اندوهِ عالم را بگیری
برای رفتنم اینسو و آنسو
نشد مادر که دستم را بگیری
یا ایّها العزیز! بمیرم برای تو
جانم فدای آه و دمِ هایهای تو
این روزها چه میکشی از داغ مادرت
ما را کشیدهاست به آتش ، رثای تو
من نوکری که دائما سربار بوده
تو صاحبی که به من غمخوار بوده
عادت به این کردم بگویم یارم وحیف
خیلی تفاوت بین من تا یار بوده
صدای هق هق ات آقا طنین چاووشی
دوباره در غم مادر سیاه می پوشی
بلند گریه کنی در عزای فاطمیه
روا نباشد از این پس به شیعه خاموشی