شعر شهادت امام حسین (ع)

ذوالجناح آمد

ذوالجناح آمد ولی با خود سوارش را نداشت
بی قرار بی قرار آمد ،قرارش را نداشت

سالها پا در رکاب حضرت خورشید بود
بر رکاب اما سوار کهنه کارش را نداشت

بیشتر بخوانید »

اُخرُج اِلی العِراق

بیدار و خواب بود که افتاد اتفاق
از جدِّ خود شنید که اُخرُج اِلی العِراق

پیغام دادش از طرف حَیّ ذُوالمِنَن
قَدْ شاءَ أَنْ یَراکَ قَتیلا حُسین من

بیشتر بخوانید »

دعوت کفار

حرکت کاروان … از زبان حضرت زینب علیهاالسلام

من از این وعده ی دیدار بدم می آید
اصلاً از دعوت کفار بدم می آید

وعده ی باغِ گل و میوه ی کوفیست دروغ
زین همه نامه ی بسیار بدم می آید

بیشتر بخوانید »

هل من معین

از تشنگی لب های خشکش را تکان میداد
“مظلومیت”را داشت بر عالم نشان میداد

در زیر دست و پای لشگر دست و پا میزد
سکان عالم داشت در گودال جان میداد

بیشتر بخوانید »

دلم شکست

مقابل تو نشستم هلال نیمه من
به حال من نظرى ، نظره رحیمه من

ز بى قرارى خواهر ، سه روز میگذرد
از آن دو بوسه آخر سه روز میگذرد

بیشتر بخوانید »

سلام علی الحسین

آدم میان روضه سبکبال می شود
مست می محول‌الاحوال می شود

بزم عزا بهشت زمین است و آسمان
از دیدن بهشت زمین لال می شود

بیشتر بخوانید »

گودال قتلگاه

در قتلگاه بود و به دستش سپر نداشت
یعنی برای جنگ توانی دگر نداشت

جسم تمام اهل حرم را به خیمه برد
اما برای یاری خود یک نفر نداشت

بیشتر بخوانید »

سپاه شمر

جایی برای گفتن اما نمی زارند
وقتی که یک لحظه تو را تنها نمی زارند

چشم حسودان سپاه شمر بی تردید
قد اباالفضل تو را رعنا نمی زارند

بیشتر بخوانید »

من نوکر حسینم

هر چند که از داغ تو مرثیه به دوشم
یک آهِ عزا را به دو عالم نفروشم

من طایر قدسم به زمین آمده ام تا
از برکه ی اندوه تو یک جرعه بنوشم

بیشتر بخوانید »

بین مقتل

بین مقتل جمعه ای دلگیر می دیدم تو را

در میان نیزه و شمشیر می دیدم تو را

خواب می دیدم که گشته یک کبوتر,سر جدا

در میان خواب و در تعبیر می دیدم تو را

بیشتر بخوانید »

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن