شعر عید غدیر خم

یا حیدر کرار

با خطبه اش تسخیر کرده قلب منبر را
دیوانه ی خود کرده سلمان و ابوذر را

یل های نامی عرب پاسخ نمی گویند
دررمعرکه هل من مبارز های حیدر را

نجفِ اشرفِ مولا

گرچه در دفتر من صحبتِ مولاست فقط
هر چه گفتم نَمی از ساحلِ دریاست فقط

یک «علی» گفتم و عمری‌ست، دهانم عسلی‌ست
ذکر شیرینیِ حلوا به مَثَل‌هاست فقط

ولایت حیدر

بر زلف یار تا که گره خورد کار ما
ما را خرید احمد عالی تبار ما
پس رفت بر جهاز شتر شهریار ما
سنجید با ولایت حیدر عیار ما

امام الهدی

اخ الرسول ، امام الهدی ، امیر کلام
ابوتراب ، ابوالمومنین ، ابوالایتام

کدام نام تو را میتوان ندیده گرفت؟!
تورا چگونه بخوانیم؟ با کدامین نام؟!

یعسوب دین

من وجودت را چنان محشر تصّور می کنم
فاتحِ خیبر..دلم خیبر تصّور می کنم

کودکی ام ابتدائاً پا گرفته با شما
مردنم را پیشِ تو آخر تصّور می کنم

وجه خدا

به دین “محمد” به وحدت قسم
به حشر و به دوزخ به جنت قسم

به ام‌ الکتابِ کتابِ مبین
قسم به مربیِ روح الامین

ها علیٌ بشرٌ کیف بشر

علما موقع تدریس علی میگویند
زحل وزهره وبِرجیس علی میگویند
صالح ویوشع وجرجیس علی میگویند
تا نخ وسوزن ادریس علی میگویند

عدل و عدالت

در حقیقت معنیِ دین جلوه ی ایمان علی ست
بعدِ توحید و نبوٌت بهترین برهان علی ست

آن همای آفرینش مایه ی فخرِ جهان
آخرین تفسیرِ دین، از منظرِ قرآن علی ست

شوق یار

دست، دستی که به شوق یار بالا می‌رود
لحظه‌ی تقدیم جان صدبار بالا می‌رود

دست گاهی میثم تمّار می‌سازد ز خود
یاعلی می‌گوید و از دار بالا می‌رود

اسم اعظم

اولین بار علی گفتم و جانم دادند

با علی در رگ غیرت ضربانم دادند

یا علی گفتم و معیار نشانم دادند

با تماشای نجف جان جهانم دادند

امیر عشق

تا چشم های تو به چشم ماه می افتد
تاریخ دنبال نگاهت راه می افتد

پشت سر تو نخل ها آواز می خوانند
آیینه ها از پاکی تو سخت حیران اند

شکرولله

با وجودی که در این میخانه هستم تازه کار
بیقرارم،بیقرارم،بیقرام،بیقرار
شکرولله جذبه ی ساقی مرا کرده شکار
هم سپردم عقل و دل را با توکل دست یار

دکمه بازگشت به بالا