شعر مدح حضرت ابوتراب

جمال ابالحسن

ای روی تو شبیه جمال ابالحسن

وی خوی تو مثال کمال ابالحسن

آوردن قیافه شناسان روا نبود

سیمای توست وجه جمال ابالحسن

اظهار محبت علی (ع)

در سفره عسل اگر که باشد بهتر

شعر تو غزل اگر که باشد بهتر

اظهار محبت علی ای دل من

همراه عمل اگر که باشد بهتر

 سید مجتبی شجاع

 

ذکر صلوات بر علی (ع)

در مذهب هر کس که حقیقت بین است 

ذکر صلوات بر علی شیرین است 

از راه خطا و معصیت بر گردید 

خوشنودی صاحب الزمان در این است 

 سید مجتبی شجاع

 

محتاج باده

محتاج باده ی صنمم از ثمن مگو

حرفی ز حرمت می و مسکر به من مگو

خواهم جدا شوم زجهان از محن مکن

با من به جز ز دلبر من بوالحسن مگو

مست ساقی

باده گاهی ز عنب هست و گهی از رطباست

این همان است که در روی تو لب روی لب است


دم کشیدند همه سبزدلان در هیئت

چای سادات اگر سبز نباشد عجب است

خوش به حال من دیوانه

ذکر لبها و دلم هر سحر و شام علیست

عشق من , نور دلم , سرور و آقام علیست

عاقلی طعنه زنان خواند مرا دیوانه

خوش به حال من دیوانه که مولام علیست

 وحید محمدی

 

دیوانگان

نگـاهی برنجف انداختم من

حَرَم رادیدم و دل باختم من

نمی خوانم خدا او را ولی از

خدایش هـم جدا نشناخـتم مـن

حُبِّ امیرالمومنین (ع)

گر حب علی رابه دلت راه نباشد

ای منکر مولا ز علی عیب نباشد

تقصیر برآن نطفه ناپاک گذارید

چون مهر علی بردل ناپاک نباشد

محمد دستان

 

ما دستمان به رتبه زهرا نمی رسد

تا آن زمان که گردش این روزگار هست

تا آن زمان که روز وشبی برقرار هست

کم یا زیاد بسته به میزان لطف حق

پای پیاده عشق به هر دل سوار هست

دریا غریق مرحمت بی کران تو

دریا غریق مرحمت بی کران تو

هفت آسمان تجلی رنگین کمان تو

خورشید ناز می کشد از ذرهای خاک

آن جا که صبح می گذرد کاروان تو 

هو یا امیرالمومنین (ع)

هو هو نکنم جنون مـرا مـی گـیـرد

مـیخانه غم دوباره پــا مــی گـیــرد

هوهو نـکنم ز عـاشقی مــی مـیرم

از مـردم ایــن زمــانـه مـن دلگیرم

نقطه زیر باء بسم الله

حیدر که به ملک کل هستی شاه است

از حال تمامی بشر آگاه است

قرآن به طواف اوست دائم مشغول

چون نقطه زیر باء بسم الله است

مسعود یوسف پور

 

دکمه بازگشت به بالا