دارم به دست لیلی چشم رجا دوباره
تا آسمان رسیده دست دعا دوباره
با اشک توبه کردم این کوزه را شکستم
آغوش باز کردی گفتی بیا دوباره
قاسم احمدی
تیغ دوابروی تو رونق بازار شد
مشتری چشم تو واله وبیمار شد
عطر تنت مانده در خاطره هر نسیم
زلف پریشان تو زینت گلزار شد
ای کاش من را خاک پای خود بدانی
منت گذاری روی چشمانم بمانی
رکن طلوعت خانه پروردگار است
ای صاحب اعجازهای جاودانی
این در همیشه روی سایل باز باز است
آقای این خانه عجب مهمان نواز است
این گنبد و گلدسته ها اعجاز دارند
اینجا سرافکنده همیشه سرفراز است
این در همیشه روی سایل باز باز است
آقای این خانه عجب مهمان نواز است
این گنبد و گلدسته ها یک کارش این است
اینجا سرافکنده همیشه سرفراز است
زخم عمیق تو مداوایی ندارد
برخیز زینب را ببین نایی ندارد
هر دم می بینم حسن را اشک دارد
از بهر مخفی کردنش جایی ندارد
شکر خدا که اهل دعا لطف می کنند
فرقی نمی کند, همه جا, لطف می کنند
اینجا اگر یکی دو درم را طلب کنیم
پر می کنند کیسه ی ما, لطف می کنند
شکر خدا که اهل دعا لطف می کنند
فرقی نمی کند, همه جا, لطف می کنند
اینجا اگر یکی دو درم را طلب کنیم
پر می کنند کیسه ی ما, لطف می کنند
غمخوار پبمبر شدنت فایده دارد
محبوبه ی داور شدنت فایده دارد
اسلام توانمند شد از سیم و زر تو
بانوی توانگر شدنت فایده دارد
ماه گنهکاران و ماه بی نواهاست
هنگام استشفای قلب مبتلا هاست
خوان کرم گسترده شد تا ما بیاییم
پس “یاعلی” وقت گدایی گداهاست
می کنم از تو فرار اما صدایم می کنی
من غریبم با تو اما آشنایم می کنی
مهربانتر هستی از مادر برای بنده ات
اشتباه است این هراس اینکه رهایم می کنی
ز شرق و غرب می وزد نسیم ها موافقت
چه کرده ای تو با دل اویس های عاشقت
محمدی ترین شدی به خلق و خلق و منطقت
هزار بار آفرین به ناز شصت خالقت