محمد کابلی

لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

نفس و داماد و پسر عم خود پیغمبری
فاتح بدر و حنینی و امیر خیبری
رازقی و غالبی و قاهری و صفدری
میری و سرلشکری و یک تنه یک لشکری

شعر مدح موسی بن جعفر ع

عالم طفیل حضرت موسی بن جعفر است
مشهد سریر دولت موسی بن جعفر است

این جاده ازبهشت خدا می رسد زمین
ایران مسیر رحمت موسی بن جعفر است

بانوی عشق

وقتی طلوع می کنی از شانه ی علی
روشن شدست با نفست خانه ی علی
با آیه های روشن هر سجده ات شدی
زهراترین ستاره ی کاشانه ی علی

باز این چه شورش است

دارد صدای ماه تو نزدیک می‌شود

گوش دلم به اسم تو تحریک می‌شود

شهر م شبیه شام ده سال شصت و یک

یکسر برای داغ تو تاریک می‌شود

شعر ولادت حضرت ابوالفضل العباس(ع)

ابرو گره زدی و گره خوردلشکری
“به به”به این صلابت وشور و دلاوری

وقتی میان معرکه شمشیر میزنی
یک نسخه ی برابراصلی زحیدری

دکمه بازگشت به بالا