شعر شهادت حضرت ام البنین س

امّ سقا

خدا چون دید آن لب تشنگان بیت دریا را
تفضل کرد بر ساقی کوثر امّ سقا را

خدا شیر آفرینان را کند دمساز با شیران
کند ام البنین روشن تنور بیت زهرا را

یا ام البنین(س)

باغبانی وبه بار آمده ات حاصل ها
حاصلت چیست به گلشن جز ابوفاضل ها

مادران راپسران است وتو هم امِّ بنین
همچوابناء تو نبوَدبه همه منزلها

عاصی شدم از عالم و آدم به ابالفضل

عاصی شدم از عالم و آدم به ابالفضل
از دست جماعت گله بردم به ابالفضل

کردند همه پشت به من نیست خیالی
گرم است بجای همه پشتم به ابالفضل

چه بی عصا مانده

بدون ماه قدم می زنم سحر ها را

گرفته اند از این آسمان قمرها را

چقدر خاک سرش ریخته است معلوم است

رسانده است به خانم کسی خبرها را

نخ چادرت

تو زیبا شدی کوه و دریا شدی
یه باغی پر از عطر گل ها شدی
یه همدم تو غم ها برای علی
یه زهراترین بعدِ زهرا شدی

شعر روضه حضرت ام البنین (س)

نمک به زخم پر از خون این جگر نزنید
کتاب غصه ی این خانه را شرر نزنید
به ساءلان نجیب مدینه بسپارید
که پشت خانه ی ام بنین به در نزنید

شعر مرثیه حضرت ام البنین (س)

آسمانش, قمر ندارد که
از حسینش خبر ندارد که

غصه ها در دلش, تلنبار است
شب تارش, سحر ندارد که

دکمه بازگشت به بالا