از ستاره می گیرم اذن احترامم را
می برم زیارت گاه شعر نا تمامم را
عرش تا که می بیند مستیِ سلامم را
یک فرشته می پرسد اسم و رسم و نامم را
از ستاره می گیرم اذن احترامم را
می برم زیارت گاه شعر نا تمامم را
عرش تا که می بیند مستیِ سلامم را
یک فرشته می پرسد اسم و رسم و نامم را
ترنّم جلواتت نسیم آورده
وَ بوی نرگس چشمت شمیم آورده
خدا برای خودش آینه پدید آورد
دوباره یاعلی و یاعظیم آورده
از حُسنِ نبی,در دو جهان,محشری آمد
آغاز گرِ فوت و فنِ دلبری آمد
ماهِ رمضان,عطر امامِ حسن آورد
با آمدنش,رایحه ی قمصری آمد
نوکر حلقه به گوشیم و اسیر حسنیم
گره کور نداریم فقیر حسنیم
نسل در نسل همه خاک مسیر حسنیم
کشته و مرده فرزند صغیر حسنیم
شکسته قبح غزل را شکوه مدحت تو
قیام آینه خم شد به پای حرمت تو
نمای آینه ها انکسار می طلبد
به شوق نشر تو و انتشار کثرت تو
کریم اهل مدینه کریم آل عشق
تو یک نگه بکن آقا به این نهال عشق
دلم فقط به تو دل بسته هرچه بادا باد
مرا رها بکن آقا ز قیل و قال عشق
نیمه ماه رسید و قمری می آید
خبر آمد که مبارک سحری می آید
ماه در لاک خودش رفت و نیامد بیرون
تا شنید از خود او ماه تری می آید
ما از ازل به جز تو هوایی نداشتیم
چشم امید جانب جایی نداشتیم
آواره میشدیم در این شهر بی پناه
جایی اگر به زیر کسایی نداشتیم
وقتی پدرت حضرت حیدر شده باشد
باید که تو را فاطمه مادر شده باشد
جد تو نبی بود نه اینطور بگویم
شک نیست که جد تو پیمبر شده باشد
به شوق نام دل آرای مجتبی امشب
بزن به جاده ی عشّاق عشق بسم الله
نقاب می کشد از چهره لولو کوثر
عرق نشسته به پیشانی خجالت ماه
چه سفره ای , چه کرم خانه ای , چه مهمانی
چه میزبانی و چه روزی ِ فراوانی
چه ازدحام عجیبی یقینا آقا! نیست
گدایی در ِ این خانه کار آسانی
مرد کریم خانه ی مهمان نواز ها
در دست توست حاجت رفع نیاز ها
تو پادشاه و عالم امکان گدای توست
محتاج بذل و بخشش دست عطای توست