شعر ولادت امام حسين (ع)

شعر ولادت امام حسین (ع)

امشب لبم لبریز از شرب شبانه ست

چون آبشار جاری از شعر و ترانه ست

دستم ندارد اختیاری از خودش, چون

پای قلم بر جاده مدحش روانه ست

شعر ولادت امام حسین (ع)

بی دلم بی بهانه می خوانم
غزلی عامیانه می خوانم

آن قدر از خودم رها شده ام
از خودم یک ترانه می خوانم

شعر ولادت امام حسین (ع)

اَبرَم و بارِشِ بی پروایَم
موجم و همسفر دریایم

مثل خورشیدِ کویری خشکم
مثل مهتابِ شبِ صحرایم

شعر ولادت امام حسین (ع)

چه زیباست اشک سحر داشتن
خدا را فقط در نظر داشتن
به سمت حرم بال و پر داشتن
هوای زیارت به سر داشتن
خوشا آن دلی که هوایی شود

شعر ولادت امام حسین (ع)

گفتم حسین و میل پریدن شروع شد

در سینه ام,دوباره, تپیدن شروع شد

 واژه به حد وصف تو شرمنده ام که نیست

اما تو خواستی و دمیدن شروع شد

شعر ولادت امام حسین (ع)

روزِ اَلَست , روزِ ازل , لحظه های عشق
روزی که آفریده شد عالم برای عشق

روزی که آفرینشِ گیتی تمام شد
آغاز شد به دستِ خدا ماجرای عشق

به کسی کار ندارم

به کسی کارندارم که بهشتم لیلی ست

بت بتخانه ورهبان کنشتم لیلی ست

خاک من خاکجنون است و سرشتم لیلی ست

هر چه درمکتب استاد نوشتم لیلی ست

ارباب جهان

شوری است میان سینه , دل بیتاب است

غوغاست در آسمان و شب مهتاب است

از عرش صدای هلهله می آید

عید است…شب ولادت ارباب است 

جذبه ی اللهی

ای همه ی کون ومکان مست تو

قوت وقدرت همه دردست تو

ای نفست آیه ی توحید ما

عزت وحکمت همه پابست تو

پایان انتظار

صد شکر که شام انتظار آخر شد

چشمان , همه از شوق حضورش تر شد

خوشحال ترین مرد جهانست علی

یک بار دگر فاطمه اش مادر شد

زهرا هدایتی

 

مفتح الابواب

ما شیعه زاده ایم و هوادار حیدریم

تا آخرین نفَس همگی یار حیدریم

عمّاریاسر, اَصبغ و سلمان و مالکیم

حُجر وکمیل و میثم تمّار حیدریم

روز ازل حسینیه شد سینه هایمان

روز الست, روز ازل, لحظه های عشق

روزی که آفریده شد عالم برای عشق

روزی که آفرینش گیتی تمام شد

آغاز شد به دست خدا ماجرای عشق

دکمه بازگشت به بالا