خدا به نخل ولا باز برگ و بر داده
به آسمان مدینه نگاه تر داده
عنایتی شد و این بار هم دل دریا
به مادرانه ترین مادری گوهر داده
شعر ولادت حضرت علی اكبر (ع)
جمال حضرت حق بی نقاب می آید
ز مشرق دلمان آفتاب می آید
به ربنای قنوتم جواب می آید
گل محمدی بوتراب می آید
میشود پای همـین زمزمهها توشه گرفت
به کرمْ خانهٔ شاه آمد و شش گوشه گرفت
میشود نادِعـلی گـفت و خدایی تر شد
با عـلـی زائـر دربـار دل و دلبـر شد
میشود پای همـین زمزمهها توشه گرفت
به کرمْ خانهٔ شاه آمد و شش گوشه گرفت
میشود نادِعـلی گـفت و خدایی تر شد
با عـلـی زائـر دربـار دل و دلبـر شد
یا علیِّ ابن حسین ابن علی سالاری
آمـدی مـثل عمو جانت عَلم برداری
با اذان گفتن تو کـِیـْف کند اربابم
منـطق احمـد و تـیغ حیدر کرّاری
حسین ایمانی
قُل میخورد به چشمهء چشمان او سبو
می جوشد از شراب لبش ذکر حق و هو
اول قتیل نسل بنی هاشم است او
بر دشمنان جاهل آل علی(ع) بگو
از عربدهام ُپر شده میخانهام امشب
بد مستم و بر گردنِ پیمانهام امشب
سودا زدهی طُرهیِ جانانهام امشب
زنجیر بیارید که دیوانهام امشب
با کف خالی و دل پر خون
امدم تا دوباره در بزنم
سر شب با دو پلک تر شده ام
امدم ناله تا سحر بزنم
سر خوشم باز در هوای علی
در هوای پر از خدای علی
قلم آورده ام که بنویسم
چند خطی فقط برای علی
شاه امروز آفریده شاهکار دیگری
احتیاجی نیست بعد از این به یار دیگری
لشکر ارباب میگیرد وقار دیگری
مرتضی باید بسازد ذوالفقار دیگری
باید شنید از دو لبت یاحسین را
باید که دید رویِ تو را با حسین را
از آن شبی که خنده زدی در میانِ مَهد
هرشب علی علی شده لالا , حسین را
از عرش آمده است که تاج سرش کنند
راهی شود به سوی تو بال و پرش کنند
کل می کشند اهل سما تا به دست تو
آیینه دار شیر نر خیبرش کنند