ام لیلا در بغل دارد چه زیبا گوهری
ام لیلا در بغل دارد چه زیبا گوهری
آفرید او را خدای او برای دلبری
جان به آقای جهان و خنده ی روی لبش
شاه بود و شاه تر شد با چنین تاج سری
بی علی گویا نمی چرخید چرخ روزگار
رو نمایی کرد ارباب از علی دیگری
قبل از او و بعد از او خلقت به چشم خود ندید
از علیِ اکبرش مولود خوش سیما تری
دیدنی که هست اما دیدنی تر می شود
سیرت حیدر کنار صورت پیغمبری….
آرزو دارد علی باشد علی بن حسین
تا به مردم بیشتر خدمت کند تا سروری
با عمو عباس خود ، یک روز غوغا می کند
انتظار این است بی شک از چنین رزم آوری
او عصای دست بابا می شود در کربلا
ضجه در می آورد شمشیر او از لشکری
یا علی اکبر کرم کن دست مارا هم بگیر ….
عیدی ما را حرم کن دست مارا هم بگیر …..
لایق مهری، به آغوش نجابت می روی
روی دست عمه ها نوبت به نوبت می روی
روی تو یاد آور روی پیمبر می شود
در دل عشاق او با این شباهت می روی
ما حرم را دیده ایم و تو خود ارباب را
محضر ارباب ما ساعت به ساعت می روی
نوش جان تو ، بغل های حسین بن علی
خوش به حال تو که اینگونه زیارت می روی
کار دل کندن ز خود را سخت مشکل می کنی
تا به قربان پدر با این ملاحت می روی
بین مردم پخش شد قربانی میلاد تو
با کرامت آمدی و با کرامت می روی
نوبت پخش خودت هم بین صحرا می رسد
آه روزی بر عبا ، قسمت به قسمت می روی
با همین اندازه ای که روز میلاد آمدی
بلکه از این ریزتر ، روز شهادت می روی
ناصر دودانگه