شعر مدح امام حسين (ع)

ذکرُ الله

ذکرُ الله

بنای نوکری ام بی دلیل،محکم نیست
که در طراز شما سروری در عالم نیست

به قدر تو که خدا گفته است(اَنَا دِیَتُک)
به پیشــگاه الهـی کسی مُکـرّم نیست

به این دلیل که اسماء توست (ذکرُ الله)
زمان دَم ، زِ دَم تو دمی مُقدّم نیست

(هُوَ الشَّهید وَ أنتَ الشَّهید)مشهود است
صفات مُشـترکت با خدای ما کم نیست

تویی تجسـّم ما از خُـدای عزّ و جل
اگرچه ظاهراً او در نظر مُجسّم نیست

اگرچه زخم روی زخم خورده بر سر ما
به لطف تُربت تو حاجتی به مَرهم نیست

رسیده ام به مقامی که در منازل عشق
حیات هردو جهان بی غمت فراهم نیست

بهشت معنی روضه ست روضه اوج غم است
که گفته است به فردوس حرفی از غم نیست؟

در آب چشم عزادارت ای حقیقت اشک
تقدّسی ست که در آب چاه زمزم نیست

منی که از همه جا رانده ام از این شادم
که جز رواق حریم تو سر پناهم نیست

تو را به بغض علی آن دوتا لعین کشتند
فقط به خاطر دِرهم تن تو دَرهم نیست

تو گوشواره ی عرشی و می کُشد مارا
غمی که از کفت انگشت رفت و خاتم نیست

 محمّد قاسمی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن