عزایِ حضرت محسن

برای جَـلب رضایِ خُـدایِ حضرت محسن
سیاهْ پوش شدم در عزایِ حضرت محسن

ز داغ روضه ی ارباب این دو ماه نَـمُـردم
به شوق اینکه بمیرم برایِ حضرت محسن

برای تان ضررش چیست قومِ مصلحت اندیش؟
اگر که یک دهه باشم فدایِ حضرت محسن

بعید نیست که منکر شویـد کوچه و در را
اگر بیـان نشـود مـاجـرایِ حضرت محسن

غریب تر ز حسن،محسن است بین محبّان
که هست خلوت،دارُ البُکایِ حضرت محسن

مدینه شاهد عرض من است هرشب جمـعه
علی ست زائر صحن و سرایِ حضرت محسن

سحر هوای مدینه مُعطّـر است به لطفِ
شـمیمِ تُـربت کربُـبلایِ حضرت محسن

کسی که تیر سه شعبه کشیده از کمر خـود
فقط شده ست شریکِ بلایِ حضرت محسن

کشید مـادرش آهی که پُشت عرش دوتا شد
رسید تا که به گوشش صدایِ حضرت محسن

اگرچه کرببلایی نشـد ولی ، علی اصغر
سرش نشست روی نِی به جایِ حضرت محسن

محمدقاسمی

درباره سید علی اصغرپور

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *