شعر مدح و مناجات

سمت حرم‌

با جرم بی حساب و سراپای سوخته
پر می‌زنیم سمت حرم‌های سوخته

پر می‌زنیم تا حرم کربلایی‌ات
ای سر بریده‌ی غم عظمای سوخته

بیشتر بخوانید »

حسین جان

افتاده است مهر تو بر دل حسین جان
آقا تویی و ما همه سائل حسین جان
ما پای مکتبت حججی وار مانده ایم
سر نیست در رکاب تو قابل حسین جان
بیشتر بخوانید »

عزت و فخر

از تمام زندگی دار و ندارم شد حسین
عزت و فخر همه ایل و تبارم شد حسین

باغ آفت خورده از باد خزان بودم ، نسیم
آمد از سمت خدا باغ و بهارم شد حسین

بیشتر بخوانید »

سیزده جرعه

سیزده جرعه زنم از روی رخشان علی ‌
یکصد و ده بار هدیه ، جان به قربان علی

ازبهشت آدم اگربا جرم گندم آمده
من به جنت می روم از خوردن نان علی

بیشتر بخوانید »

ماه نهان

ای کاش ببینیم همه ماه نهان را

همراه طلوع تو شروع رمضان را

با تلخی اشک غمت افطار نمودیم

از مسجدمان تا که شنیدیم اذان رابیشتر بخوانید »

رزق ما

هر کسی اندازه ی رزقش به او نان میرسد
سائل این طائفه باشی فراوان میرسد

رزق ما ایرانیان دست امام هشتم ست
کربلا میخواهم از شاه خراسان میرسد

بیشتر بخوانید »

هـواخـواهِ توأم

هـواخـواهِ توأم دائـم هوایت را به سـر دارم
خیال انگیزی و شـبها خیـالت را به بر دارم

به یاد جمع شبهایی که تا صبح از تو می گفتم
هزار و یک شب است اُنس عجیبی با سحر دارم

بیشتر بخوانید »

طلب وصل

ما یا کم عاشقیم ، وَ یا عاشق کمیم
یا دَرهمیم ، یا که به دنبال دِرهمیم

ما از تو دائما طلب وصل میکنیم
غافل از اینکه در همه اوقات باهمیم

بیشتر بخوانید »

سردرِ هیئت

تو راهم دادی و دارم دو چشمانِ تر از اینجا
کجا را دارم آقاجان؟! کجا را بهتر از اینجا؟!

نوشتی سردرِ هیئت؛ نجاتم میدهد عشقت
رسیدم توشه بردارم برای محشر از اینجا

بیشتر بخوانید »

شش گوشه

راهِ دلِ بی سرپناهم راعوض کردی
تاسمت یک شش گوشه راهم راعوض کردی

تنها نه ایمان مرا نسبت به خود حتی
نسبت به دینم دیدگاهم را عوض کردی

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن