شعر مدح و مناجات

دگر هیچ

ماییم و فقط روضه ی ارباب و دگر هیچ
چشمان پر اب و دل بی تاب و دگر هیچ
چون روزنه ای چشم فرو بسته از عالم
وابسته ی خورشید جهان تاب و دگر هیچ
بیشتر بخوانید »

سرپنـاه ما

ای سـایه سـار گیسوی تو سرپنـاه ما
ای صبح و شب شمایل تو مِهر و ماه ما

مِهر تو آتشی ست به شدّت گُناه سوز
مـاه تو مـاه بخشش جُـرم و گُنـاه ما

بیشتر بخوانید »

کربلاء

زینت گرفته هر سُخنم، با دَمِ حسین
چون عطردان شده دَهنم، با دَمِ حسین

از کودکی به روضه ی او گریه کرده ام
تا روز مرگ سینه زنم، با دم حسین

بیشتر بخوانید »

دام عشق

هر کس به دام عشق تو افتد اسیر نیست
آنکه گدای خوان تو باشد فقیر نیست

گشتم درون تک تک آیات حق ولی
سمت بهشت غیر نگاهت مسیر نیست

بیشتر بخوانید »

برگ خزانم

بی بهار تو اگر زنده بمانم چکنم
بی تو بی تاب تر از برگ خزانم چکنم

قاتلت نیزه نشد،داغ علی کشت تو را
حال داغ تو شده قاتل جانم چکنم

بیشتر بخوانید »

شب آخرشد

شب آخرشد ودل سیرنشد از غم تو
آرزو بود بمیرم شبی از ماتم تو
خوب و بد از همه ما بپذیر این کم را
ما همه مشتری آن کرم درهم تو

بیشتر بخوانید »

اشک معراج

در سر ما نوکران غیر از هوای روضه نیست
زندگی درد است ان جا که بنای روضه نیست
از اذان صبح هستی تا غروب زندگی
نغمه ای خوشتر به گوشم از صدای روضه نیست

بیشتر بخوانید »

در غفلتم

از خواب چون به یاد تو بیدار می شوم
با ناله ی دعای فرج یار می شوم

هر چهره ای که در دو جهان دلبری کند
تنها اسیر روی تو دلدار می شوم

بیشتر بخوانید »

سلام علی الحسین

آدم میان روضه سبکبال می شود
مست می محول‌الاحوال می شود

بزم عزا بهشت زمین است و آسمان
از دیدن بهشت زمین لال می شود

بیشتر بخوانید »

امیدوار شفاعت

همین که خلق شدم از اضافی گِلِ تو
خدا نوشت مرا تا همیشه سائل تو

همیشه دست به نقدم فدایی ات بشوم
اگرچه این دل آلوده نیست قابل تو

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن