صفحه اصلی / شعر شهادت اهل بيت (ع) / شعر شهادت حضرت زهرا (س) (page 60)

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

حُرمت شکسته اند و نوشتند ملال نیست

حرمت شکسته اند و نوشتند ملال نیست کشتند اهل خانه و گفتند قتال نیست اصحاب هر کدام به دنبال خویشتن حتی به گوش شهر صدای بلال نیست

ادامه »

ای دل خوشی خانه ام ، ای بانوی حرم

ای دل خوشی خانه ام ، ای بانوی حرم با خود مبر صفا ز سرای محقرم ای تازیانه خورده پرستوی من مرو چهره کبود پر مکش از لانه ، بی پرم

ادامه »

می رسد نان شب ما از نوای فاطمه

می رسد نان شب ما از نوای فاطمه آمدیم اصلا در این دنیا برای فاطمه مدح او را باید از پیغمبر و حیدر شنید ما کجا و گفتن از حال و هوای فاطمه

ادامه »

باز هم ای دختر ِ پیغمبر ِ اکرم بمان

باز هم ای دختر ِ پیغمبر ِ اکرم بمان مَرهَم ِ دردِ علی ، ای دردِ بی مَرهَم بمان   زندگیِّ رو به راهی داشتم چشمم زدند کوریِّ چشم ِ همه با شانه هایِ خم بمان

ادامه »

زهرا! گمان کنم که زمان سفر شده

زهرا! گمان کنم که زمان سفر شده خواب و خوراک تو چه قدر مختصر شده   داری برای مرگ خودت می کنی دعا امّا غروب عمر علی جلوه گر شده

ادامه »

نیست مادر تا ببیند اشکهای جاری ام

 نیست مادر تا ببیند اشکهای جاری ام نیست تا اینکه دهد آن مهربان دلداری ام می رود از حال و خواب از چشمهایم می رود خاطرات دردناکی دارم از بیداری ام

ادامه »