اشعار ویژه (پیشنهادی)شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)شعر ولادت اميرالمومنين (ع)

پهلوان عالم

چنین میبیند آنکه در نجف اهل نظر باشد
طلا چسبانده خود را زیر ایوانش که زر باشد

علی باحق و حق با او، ولَیْسَ الهادی الاهو
علی حق حق علی هو هو، از این ها بیشتر باشد!؟

برایش افتخاری نیست کعبه سینه چاکش شد
چرا که خانهء حق از حضورش مفتخر باشد

نفس های غلامش مردگان را زندگی بخشد
اگر حتی غلام او خودش هم محتضر باشد

بنازم آسمان خانه اش را که به یک لحظه
کنار هم دوتا خورشید و یک قرص قمر باشد

هزاران گرگ میلرزد به خود با نام پیغمبر
زمانی که میان بیشهء او شیر نر باشد

علی آن شیر بی باکی که خاکی بود و افلاکی
کران تا بیکران حیدر، علی «کیف بشر» باشد

به وقت حملهء دشمن دلش ارام ارام است
اگر عـــباس در قلب سپاهش مستقر باشد

اگر دستار زردش را به پیشانی ببندد او
بعید است اینکه دیگر دشمنش دنبال شر باشد

بخوان اوصاف خیبر را! تجلی های حیدر را
خدایی هرچه هم گفتند بهرش مختصر باشد

رسول الله خندیدو علی«ع» غرید و در را کند
کسی که بود و منکر شد چه بهتر کور و کر باشد

در و دربان در را با هم از جا میکند حیدر
که آویزان درب قلعه بیش از صد نفر باشد!!!

به جز اون پهلوان ماکو!! یدالله است این بازو
برای او در قلعه نه! خیبر مثل پر باشد..

خدا «جانم علی(ع)»میگفت و جبراییل کف میزد
چنان او تاخت بر مرحب که مفقود الاثر باشد

پس از آن واقعه خیبر پلاکش یکصد و ده شد
که نام نامی مولا همیشه روی در باشد

به هر ملعون بی جرأت که ترسید و فراری شد
بگو حیف است روی پیکر نحس تو سر باشد

علی «اِبن ابی طالب»، فقط نام پدر کافیست
برای دومی گفتند که ده ها پدر باشد

به روی چشم امر حضرت اقا، ولی مردم
امام منتقم با یاد کوچه خون جگر باشد

کسی که اهل بدعت شد علی را سخت میبیند
که وحدت با سپاه عایشه عین ضرر باشد

اگر اهل سقیفه از علی فرمان نمیگیرند
بلانسبت به خر!! باید همیشه چوب تر باشد

عماد بهرامی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

با این شرایط موافق هستید.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن