حسین واعظی

شعر شهادت امام سجاد (ع)

چشم‌ترش

خون‌ می خورد چشم‌ترش خونبار می بیند
او زندگی را چشم تر بر یار می بیند

انگار یاد تشنگی شاه افتاده
دارد همه دور و برش را تار می بیند

بیشتر بخوانید »

شعر عصر عاشورا و شام غريبان

تازیانه

از آن جمع مکسر در حرم لشگر درآوردم
دمار از روزگار دشمن کافر در آوردم
به زلف رفته در دستان قاتل می خورم سوگند
خودم از دست و پای دخترت زیور درآوردم
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت مسلم (ع)

تنهاترین آقای عالم

می خوانمت اینگونه حالا از سر دارم
تنهاترین آقای عالم دوستت دارم

ای کاش پای دار خندان می رسیدی تا
از چشم های مهربانت توشه بردارم

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام جواد (ع)

غریب مانده

غریب مانده ولی زهر تا اثر بکند
خدا کند جگرش را خودش خبر بکند

برای اشک به خنده جواب می آید
کنیز خانه به دنبال آب می آید

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اميرالمومنين (ع)

مولای من

آخر سر تو هم زمین خوردی
تو که نامت توان زانوهاست
در نگاه ترت نشسته غروب
فصل کوچیدن پرستوهاست

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اميرالمومنين (ع)

بغض یتیم

بغض یتیم های عرب در گلو شکست
جان پر کشید خون به قدح شد سبو شکست

با چه حساب و قاعده ای تیغ آمده است
کز پشت سر زدند سر از روبرو شکست

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اميرالمومنين (ع)

عاشقان با هم اند

کوفه اینجا نشسته در گذرش
رو به شب می رود چرا سحرش

کوچه در کوچه زود می پیچد
در دهن ها مصیبت خبرش

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

کریم اهل بیت

ای سر پناه دائم بی سر پناه ها
ای مقصد رئوف و پر احساس آه ها
ای مهربان امام سپید و سیاه ها
بر ذمه است گر چه تمام‌ گناه ها

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن (ع)

جانم حسن

قصد من تا شما رسیدن بود
دست از از غیر تو کشیدن بود

تا تو هستی دلم چه غم دارد
آنکه دارد تو را چه کم دارد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

پهلوی گل

می خواست از دوش عزیزش بار بردارد
چندین قدم در یاری دلدار بردارد

با بار شیشه آمد و زهرا دلش می خواست
تا سنگ از راه عبور یار بردارد

بیشتر بخوانید »

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن