حسین واعظی

شعر شهادت حضرت ام البنين (س)

مادر شهید

شوریده شد به محضر صبر تو تاب هم
غبطه خورد به ساحت اشکت گلاب هم

سر می گذاشت با جبروتش دم غروب
بر شانه ی غلام شما آفتاب هم

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت ام البنين (س)

یاد عطش

موجی ز خون‌ نگاه ترش را گرفته است
هنگام گریه باز سرش را گرفته است

خورشید در مجاورت ماه خفته است‌
شب های غم زده سحرش را گرفته استبیشتر بخوانید »

شعر ولادت حضرت زينب (س)

بی بی جانم

تقلا می کنم اما به این دروازه راهی نیست
چنان با هیبت اِستاده که یارای نگاهی نیست

علی را دختری باشد که مردان خاک پای او
خدا عمری سخن گفته است با لحن صدای اوبیشتر بخوانید »

شعر عصر عاشورا و شام غريبان

سالار زینب

ما را درون آتش کینه گداختند
از شش جهت به ساحت خورشید تاختند

در غارتت مسابقه ای بود بینشان
دیر آمدند هر چه ولیکن نباختند

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت علی اكبر (ع)

خیر الانام آل حیدر

بین سپاه شب زده ذکر سحر افتاد
کم‌کم‌ رکاب از عشق خالی شد گوهر افتاد

مویی که زینب شانه میزد سخت خاکی شد
خیر الانام آل حیدر دست شر افتادبیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت علی اكبر (ع)

عبای دوش حسین

برای مرگ پدر رفتنش جواز شده
کنون که کشتن پیغمبران مجاز شده

چقدر چشم به راه پدر نشسته علی
که زخم های تنش مثل دیده باز شدهبیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع)

عزیز دلم

چه ماتمی چه عزایی چه چشم‌ خونباری
به زیر سنگ‌ برایت کنم عزاداری

سپرده ام‌که همه سنگ ها به من بخورد
تو روی نیزه خودت را مگر نگه داریبیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت علی اصغر (ع)

سند غربت حسین

مادر شکسته تا که مهیا کند تو را
تا آبِ روی آتش بابا کند تو را

آری یقین تویی سند غربت حسین
وقتی که تیر آمده امضا کند تو رابیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

حصار نیزه ها

ناگهان حصار نیزه ها شکست
پشت لخته های خون صدا شکست

استخوان شویِ دختر حسین
در هجوم زیر دست و پا شکستبیشتر بخوانید »

شعر گودال قتلگاه

یا زینب

از آن جمع مکسر در حرم لشگر درآوردم
دمار از روزگار دشمن کافر در آوردم

به زلف رفته در دستان قاتل می خورم سوگند
خودم از دست و پای دخترت زیور درآوردم

بیشتر بخوانید »

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن