یا سیدالشهداء(ع)

وقتی که مُسلمانی و تسلیم خُدایی
یعنی هـمه جا یـاورِ پیـغـمبر مـایی

سـرداری و سالار و جگردار و هُنردار
آن قدْر که گـفـتند تو هم شیرِ خُدایی

یا صاحب الزمان…

سائـلم , حاجتم عنایت اوســت
مطمئنّــم کرم سَـجیّت اوست
زنده دل بودنم به بَـرکـت اوست
“دل سراپرده ی مُحبّـت اوست”
“دیده آیینه دار طلعت اوست”

غربت بقیع…

خاکی که چون عرش خدا شأنش رفیع است
بی بقعه درگاهی ست که نامش بقــیع است

بیش از نیاز خلق اینجا جامِ باده ست
ازبس که این میخانه در باطن وسیع است

شعر مدح امام حسن (ع)

هر آنچه ناشدنی هست با حسن بشود
دَمی که حضرت مُشکل گُشا حسن بشود

به حُسنِ خُلق شود بین مردمان مَشهور
کسی که بارِ لبـش ذکر”یا حَسن”بشود

شعر مناجات امام حسین (ع)

ای راز سر به مُهر دلِ بی قـرارها
ای حرف آخر همه ی سر به دارها

از آن زمان که جبر در عالم نبود,بود
در اختیار تو دلِ بی اختیارهـا

حیدر پرستیدن

جایی که حتّی سنگ مرمر رنگ انگور است
مستی نکردن از مرام مست‌ها دور است

جایی که بالا دست ساقی در کرامت نیست
خوشبختی از آنِ کسی گردد که مخمور است

شعر مدح حضرت امیرالمومنین علی (ع)

ای آنکه شرح فضل تو خیلی مُفصّل است
فیضِ نوشتن از تو همان فیضِ أَکمَل است
با اینکه شعرِ مـدحِ تو أغـلَـب مُطَوّل اسـت
جانِ سُخن خلاصه در این بیتِ مُجْمَل است

شعر ولادت حضرت رقیه(س)

حسّی از عشق فراتر متولّد شده است
نـور در قالب اَختر متولد شده است

جبرئیل آیه ی تطهیر نخواند عجب است
ماه بانوی مُـطهّر متولّد شده است

شعر ولادت حضرت صاحب الزمان(عج)

همین که شامّه ام مستِ بوی نرگس شد
وصال, روزی این بینوای مُفلس شد
حضور حضرت معشوق در دلم حس شد
“ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد”

شعر ولادت حضرت علی اکبر (ع)

قبل هر چیزی در عالم نور طاها خلق شد
نور او تا شد دو قسمت , نور مولا خلق شد

آفرینش غرق ظلمت بود و مثل شب سیاه
صبح سر زد آن زمان که نور زهرا خلق شد

رخصت

همین که عطر تو را با خودش بیارد باد
به خاکِ پات می اُفـتیم , هرچه بادا باد
اگر بناست که صید کسی بجز تو شویم
خدا کند که نباشیم لحظه ای آزاد

سلطان عشّاق

خورشید هم امشب به این درگاه می آید
زیرا خبر پیچیده هر جا , ماه می آید

امشب خیال حضرت ارباب آسوده ست
دارد کفـــیل زینبـش از راه می آید

دکمه بازگشت به بالا