دگر به گوش

دگر به گوش, سرود حزین نمی آید

ز خوشصدای مدینه طنین نمی آید

دگر زحنجره ی روضه خوان پیر حسین

نوایخسته ولی دلنشین نمی آید

مدح بی بی ام البنین

بانو, بنی کلاب نه که خیلبنی بشر

بینا شده ز وسعت بیناییتواند

علم و ادب , وقار و حیا,عزت و شرف

یک گوشه از تملک داراییتواند

سبـوی علی

هر که مست است مست روی علی است

هر چه مستی است از سبـوی علی است

تاک را کاشت با دو دست خـودش

باده یک قطره از وضوی علی است

همین که نام مرا میبرند میگریم

دوباره گفتم: دیگر سفارشت نکنم

دوباره گفتم: جان تو و حسین, پسر!

دوباره گفتم و گفتی: “به روی چشم عزیز!”

فدای چشمت, چشم تو بی بلا مادر

درد دارم

درد دارم دوباره امشب هم

از نگاهم ستاره میریزد

لاله لاله میان هر نفست

سوز آهم شراره میریزد

عصمت

برای روضه ی زهرا به ما توان بدهید

به چشم گریه کنان اشک بی امان بدهید

برای سینه زدن در عزای مادرمان

در این حسینیه ها بیشتر زمان بدهید

رباعی های فاطمی

ای نور خدا سرشـــته با آب و گِلَت

ای مـهر علـــی راز هویــدای دلت

این ذکر هزار سالۀ مهدی توست

ای یاس نبی « بِــاَیِّ ذنـب قتلت؟

شهیده ی مرتضا

شهرنبی ولی زنبی غرق کینه است

باکینه زخم سینه همیشه قرینهاست

آتش برای تسلیت داغدیده ها

رسم عجیب مردم پست مدینه است 

افتاده

افتاده شانه باز هم از دست لاغرت

شرمنده ای دوباره ز گیسوی دخترت

در گوشه ای نشسته فقط آه میکشد

مادر , ز دست می رود آخر کبوترت

یافاطمه الزهراسلام الله علیها

هستی ات رابه ره دوست گذاری مردی

وسط  راه  اگر   دبّه   نیاری   مردی

ورنه هر بی سروپایی شود عاشق پیشه

دره دوست اگر جان بسپاری مردی(یازهرا س)

عید وفاطمیه…

معنا ندارد عید مادر که بستری است

ای شیعیان به هوش ایام مضطری است

هر شیعه ی علی در فاطمیه ها

از شادی و شعف از خنده ها بری است

عید امسال

عیدامسال پر از بوی گل یاس شده است

وپر از خاطره ی گندم و دستاس شده است

همهی دشت گواهند که با بوی بهار

عطریک خانه ی آتش زده احساس شده است

دکمه بازگشت به بالا