شعر شهادت اهل بيت (ع)

بوی غم می آید

بوی غم می آید از شهر پیمبر بعد از این
می‌زند بر سینه اش الله اکبر بعد از این

ناله ی مسجد بلند و گریه مسجد بلند
چون به مسجد نیست احمد روی منبر بعد از این

یا رسول الله(ص)

خورشید بستری شده و در برابرش
مهتاب آمده‌ست کنارش دو اخترش

آن دلربا نسیم که رد شد ز کوی عشق
جان‌ها فدای بغض نفس‌های آخرش

حسن جانم

حسن وجه است، وجه کردگارش
همیشه بوده عالم ریزه خوارش
صلاح کارها در اختیارش
فلک چرخیده عمری بر مدارش
جهان دارد امان در سایه سارش

درد یتیمی

ای کوکب نورانی اقبال زهرا
بعد از تو بابا وای بر احوال زهرا

درد یتیمی مرا فی الفور حل کن
مثل گذشته دختر خود را بغل کن

یا رسول الله (ص)

از جهلِ مادرزادیِ أعرابِ ناآگاه
یک عمر هر لحظه کشید از عمق جانش آه

مکرِ ابوسفیانِ لاکردار پیرش کرد
مکری که ریشه داشت در مال و مقام و جاه

گریه می کرد

نشسته بود تنها گریه می کرد
غریبانه خدایا گریه می کرد

کنار بستر پاک پیمبر
چه مظلومانه زهرا گریه می کرد

آه

خورشید بستری شده و در برابرش
مهتاب آمده‌ست کنارش دو اخترش

آن دلربا نسیم که رد شد ز کوی عشق
جان‌ها فدای بغض نفس‌های آخرش

آقای من

با دستِ حق، مقامِ حسن را نوشته اند
بر بامِ عرش، نامِ حسن را نوشته اند

قرآن، کریم هست و حَسن هم کریم بود
این سوره ها، کلامِ حسن را نوشته اند

قبله ى اهل ولا

کشته ى زخم مدینه بفداى دل تو
قبله ى اهل ولایى و کرم مایل تو

به گمان قاتل تو زهر جفا نیست حسن
حتم دارم که بُوَد ، زخم زبان قاتل تو
اصغر چرمی

رحمهُ لِلعالمین

ای مقتدایِ مرتضی و حضرتِ زهرا
باید چگونه گفت از تو سید بطحاء؟
صحرا شده مجنونِ تو، دلداداه‌ات دریا
بالاتر از تو نیست اصلا در همه دنیا

نگو فردا میام

نگو فردا میام . دیره بابایی
رقیه بی تو می میره بابایی
بخوامم بعد تو آروم بگیرم
سنان آروم نمی گیره بابایی

یا باقرالعلوم(ع)

روشن جهان ز نام تو یا باقرالعلوم
نشناخت کس مقام تو یا باقرالعلوم
هستیم ما غلام تو یا باقرالعلوم
مؤمن به هر کلام تو یا باقرالعلوم
عمری ست درس عشق در این خانه خوانده ایم
نور کلام توست اگر شیعه مانده ایم

دکمه بازگشت به بالا