شعر شهادت اهل بيت (ع)

قاری مقیم سیه چال

ای قاری مقیم سیه چال, ای غریب

وی هم صدای قاری گودال, ای غریب 

قرآن بخوان که صوتِ رسایت حسینی است

ای قاریشکسته پر و بال, ای غریب 

لطمه زد

دوریاز شهر و دیارم عزتم را لطمه زد

اینجدائی قلب پاک عترتم را لطمه زد

با دودست بسته هم باب الحوائج بوده ام

کی غلو زنجیر فضل و رحمتم را لطمه زد

پیکر شکسته

بر روی لب هایت به جز یا ربنا نیست
غیر از خدا ، غیر از خدا، غیر از خدا نیست

زنجیر ها راه گلویت را گرفتند
در این نفس بالا که می آید صدا نیست

مو سپیدتر

هرقدر پیر می شوی و مو سپیدتر

وامی شود به روی تو زخمی جدیدتر

درسجده دید هر که تو را, جز عبا ندید

هرروز می شوی ز چه رو ناپدیدتر؟

حرف از اسارت و غل و زنجیر یار

زندان صبر بود و هوای رضای او

شوقش کشیده بود به خلوت سرای او  

زندان نبود,چاه پر ازکینه بود و بس

زنده به گور کردن آیئنه بود و بس 

گدای هر شب موسی بن جعفریم

در سایه سار کوکب موسی بن جعفریم

ما شیعیان مکتب موسی بن جعفریم 

فیضش به گوشه گوشه‌ی ایران رسیده است

یعنی گدای هر شب موسی بن جعفریم 

زبان عاطفه

وقتی زبان عاطفه های لال می شود
زنجیر ها در آینه ات بال می شود

در فصل گل بهار تو از دست می رود
بر شاخه میوه های تو پامال می شود

نجاتی دارم

در دل خاکم و امّید نجاتی دارم

در دل امید و به لبها صلواتی دارم

مرگ,همسایه ی دیوار به دیوار من است

منم آن زنده که هر شب سکراتی دارم

تقدیم به پیشگاه امام هادی (ع)

شیعه آن است که از زندگی اش سیر شود

 نام مولایش اگر آید و تحقیر شود

 شیعه آن نیست که با کفر مدارا بکند

 “یا علی” می طلبد دست به شمشیر شود

از صبر تو زینب (س)

از صبر تو زینــــب (س ) همه عالمشده حــیران

با نــام تو زینـــــب (س) همه دلــها شده گـریان

از غــصّــه و غــم های تــو ای عــمّه ســـادات

بـــــر شـــیفتــگانت هـــمه دنـــیاسـت خرابات

اخت الحسین

زینب همان زهراست , زهرا نیز   زینب

زهرای بین دشت طوفان خیز   زینب

هر چند روی تل دلش را بد شکستند

وقت هجوم تیغ های تیز … زینب

حسین

جان و دلم فدای تو ای دلبرم , حسین

دیگر رسیده است دم آخرم حسین

من رو به کربلای تو خوابیده ام اخا

دیدار من بیا , پسر مادرم حسین

دکمه بازگشت به بالا