حسن لطفی

شعر ولادت حضرت ابالفضل (ع)

دِلی دارم و خانه یِ بوتُراب است
سَری دارم و خاکِ عالیجناب است

عوض کرده روز و شَبَم جایِ خود را
که ماهی دمیده پُر از آفتاب است

عالم به پا شد

امام حسین علیه السلام

ببینید گیسوی پُر تابِ ما را
ببینید جوش می ناب ما را
ببینید ماه جهانتاب ما را
ببینید لبخند ارباب ما را

پیمبر ها

ما که هستیم ؟ انتخابِ حسین
از دعاهایِ مستجابِ حسین
گَردِ راهی در آفتابِ حسین
پرِ کاهی در التهابِ حسین
گِلی از خاکِ بوترابِ حسین
ما که هستیم ؟ یک صواب حسین

قبله‌یِ عوالمِ

ای قبله‌یِ عوالمِ بالا حسین جان
ای شُعله شُعله آتشِ دلها حسین جان
حٰا سین و یا و نونِ خدا , یاحسین جان
ماییم و هر نفس نفسِ ما حسین جان
یک واژه است عزتِ دنیا حسین جان

حسین است

اَبرَم و بارِشِ بی پروایَم
موجم و همسفرِ دریایم

مثل خورشیدِ کویری خشکم
مثل مهتابِ شبِ صحرایم

شعر شهادت حضرت موسی ابن جعفر(ع)

بر روی تخته پاره تنت گیر کرده بود

انگار لنگه در , دو سه تا میخِ تیز داشت

زنجیر را کشید کمی از تو شد جدا

این استخوانِ پا چقَدَر خُردِ ریز داشت

تو رویِ در شکسته و مادر به پشتِ در…

تشییع تو به خانه‌ی زهرا گریز داشت
حسن لطفی

کیست

کیست که در مدحش از , شعر کمر بشکند
کیست که جبریلِ عشق آمده پَر بشکند
کیست که بازار او بزم شکر بشکند
لحظه‌ی تحویل اوست دور قمر بشکند
هیج تعجب مکن کعبه اگر بشکند
آمده خاک نجف قیمتِ زر بشکند

شعر ولادت حضرت جواد الائمه(ع)

باز شبیه شبِ بارانی‌ام
زاده‌ی دریایم و طوفانی‌ام

مثلِ اویس از قَرَن آواره‌ام
در پِیِ یارانِ خراسانی‌ام

شعر ولادت حضرت جواد الائمه(ع) و حضرت علی اصغر(ع)

دوباره سَرَم در هوایِ شماست
تمامِ دلم سر سرایِ شماست

به سویِ خدا رفتم و دیده‌ام
فقط ردِ پا ردِ پایِ شماست

شعر ولادت حضرت زهرا(س)

مَلیکه‌ای ملکوتی سَریر می‌آید
الٰهه‌ای به نقابی حریر می‌آید

زِ عرش بس که فرشته به فرش می‌بارد
صدایِ هِلهله از چرخِ پیر می‌آید

شعر روضه حضرت ام البنین(س)

روزگارم در غمِ آن قد و بالا سوخته
باغِ من گُل داشت روزی حیف حالا سوخته

وایِ من از پنج فرزندم یکی باقی نماند
وای بر دل زندگی‌ام جمله یکجا سوخته

شعر روضه حضرت زهرا(س)

گوش کن نعره‌ی طوفانِ نجف یازهراست
گوش کن شُرشُرِ باران نجف یازهراست

فاطمه نَفسِ علی و نَفَسَش فاطمه است
جانِ زهراست علی جانِ نجف یازهراست

دکمه بازگشت به بالا