حسن کردی

شعر روضه حضرت زهرا(س)

هر روز قدری از بدنت اب میشود
با شدت زیاد تنت اب میشود
چشمت چه گود رفته در این روزهای سخت
از بس که پا به پای تنت اب میشود

شعر روضه هجوم به خانه وحی

قلب دنیا سنگ شد وقتی که آن در می شکست

باید از شرمندگی انجا زمین سر  می شکست

فاجعه تازه رقم می خورد وقتی کوچه دید

در کمال بهت مردم قلب حیدر می شکست

شعر روضه بستر شهادت

مثل شمع سحری اب شدی از گریه
از خودت بی خبری اب شدی از گریه
بسترت خیس شد از اشک بیا گریه نکن
ناله ها از نفس انداخت تو را گریه نکن

شعر مدح و مناجات سیدالشهدا (ع)

مهر حسین روشنی جان مؤمن است
گریه بر او نشانه ایمان مؤمن است
شب در نماز روضه به معراج میرود
تسبیح اشک سجده پنهان مؤمن است

شعر شهادت حضرت فاطمه (س)

طوبای مرتضی که زمانی رشیده بود
دیگر زتندباد بلا قد خمیده بود
غرق سکوت خسته و مجروح و بی نفس
شمعی که قطره قطره به اخر رسیده بود

مدح حضرت زهرا (س)

بی نام تو زهرا گره ای واشدنی نیست
هرگز نفسی بی تو مسیحا شدنی نیست
بوسیدن دستان تو معراج رسول است
فرزند کسی ام ابیها شدنی نیست

در جهانی که در آن شوق به فردا هیچ است

در جهانی که در آن شوق به فردا هیچ است

تا تو امید منی غصه و غم ها هیچ است

به طبیبان جهان رو نزنم در هر حال

درد تا درد حسین است مداوا هیچ است

لحظه لحظه عمر ما با عشق تدوین میشود

لحظه لحظه عمر ما با عشق تدوین میشود
تلخ کامی های ما با روضه شیرین میشود
کفه اعمال ما از نور سجده خالی است
این سبک وزنی به نور اشک سنگین میشود

بدون مهر علی دین اساس و پایه ندارد

بدون مهر علی دین اساس و پایه ندارد

علی صراحت دین است و دین کنایه ندارد

سقوط کرده به گرداب جهل هرکه بگوید

کتاب روشن حق بر غدیر ایه ندارد

زخم هایم شده این لحظه مداوا مثلا

زخم هایم شده این لحظه مداوا مثلا
چشم کم سوی من امشب شده بینا مثلا

آمدی تا که تو هم بازی دختر بشوی؟
باشد ای رأس حنا بسته! توبابا مثلا

تا بخشش عطای کریمان همیشگی ست

تا بخشش عطای کریمان همیشگی ست
در این محیط بوی خوش نان همیشگی ست
انها گدایشان غم فردا نمیخورد
اینجا بنای سفره احسان همیشگی ست

توبه کردیم که دیگر غم دنیا نخوریم

توبه کردیم که دیگر غم دنیا نخوریم
تا حسین هست غم روزی فردا نخوریم
توبه کردیم که تا سایه هیات باقی ست
لحظه ای حسرت آن جنت اعلا نخوریم

دکمه بازگشت به بالا