آبروی نوکران هم از نگاه زینب است
نور اگر داریم در دل از پگاه زینب است
پارکابش ، پاسبانش اکبر لیلاست و
حضرت عباس هم میر سپاه زینب است
آبروی نوکران هم از نگاه زینب است
نور اگر داریم در دل از پگاه زینب است
پارکابش ، پاسبانش اکبر لیلاست و
حضرت عباس هم میر سپاه زینب است
دیگر از روی تنم شمشیرها را برندار
نیزه ها را ،تیغ ها را،تیر ها را بر ندار
ریشه هاشان در دلی خون است میدانی خودت
از ستاره زخمم افزون است میدانی خودت
خاتون جهان امیر مذهب، زینب
صاحب علم و صاحب منصب، زینب
گفتند شفیقه الحسن بود آرى
از عشق حسین خود لبالب، زینب
کیست این معنی اشراق ازل
کیست این لطف خدا عزوجل
کیست این صوم و صلوه و صلوات
کیست این حی علی خیر العمل
دستی که نبی گرفته بر بالا دست
یک عمر به او سپرده دل حالا دست
تنها نه ابوتراب ، میدانم او
دارد به طلوع مهر و بر دریا دست
دلم مشغول او بود و سرم را مشغله میداد
به دورش گشته ایم هروقت اذن هروله میداد
مُعَطَّل که نمیماند کسی بر درب این خانه
به او تا رو زدیم روزیِّ ما با حوصله میداد
تویی که ساغر چشمت رقیب می طلبد
سرودن از نفست عطر سیب می طلبد
مسیح آمده از تو صلیب می طلبد
بده سبو بده باده عجیب می طلبد
ای حبیبِ مجیب تر ز پدر
رحمتِ مهربان تر از مادر
ما گدای تو ایم از اول
ما گدای تو ایم تا آخر
در غدیر آمد نِدا، قُل یا نَبی
لا اَمیــرَ المُومِنین إلّا عَلی
عرشیان گویند با صوت جَلی
لا اَمــــیرَ المُـومِــنیــن إلّا عَلی
منّتِ یک عمر پای تو گدایی می کِشم
نامِ زیبای تو را با دلربایی می کِشم
یا امیرالمؤمنین بدجور وابسته شدم
گوشه ای افتاده ام من بینوایی می کِشم
اگرچه جای پایش در زمین است
صدایش جاری از عرش برین است
هرآنچه خواستید از او بپرسید
به افلاک آشناتر از زمین است
در منا اینگونه مولایم سخن آغاز کرد
ذکر حیدر را به گوش مردمان آواز کرد
در اخوت جز علی کس با نبی محرم نبود
مصطفی را در جهان غیر از علی محرم نبود