آه از لحظه ی افطار و عطش های دلم
میرود سوی گرفتاری او پای دلم
لب عطشان … پسر فاطمه…غوغای عطش
این شده ذکر لب و درس الفبای دلم
آه از لحظه ی افطار و عطش های دلم
میرود سوی گرفتاری او پای دلم
لب عطشان … پسر فاطمه…غوغای عطش
این شده ذکر لب و درس الفبای دلم
ماه مهمانی پر نور خدا می آید
ماه برکت , به ملاقات شما می آید
ماه دلدادگی بنده به معبود شده
بازهم بارش رحمت , ز سما می آید
به لطف شاه کرم , باز روزه میگیرم
شکسته بال و پرم , باز روزه میگیرم
اگر شود برسم کربلا در این رمضان
کنار تاج سرم , باز روزه میگیرم
ای پناه تمام عالمیان
خواهرت بی پناه عالم شد
قامتش زیر بار این غم ها
باز هم مثل کربلا خم شد
امشب دوباره لوح و قلم را طلا کنم
قافیه های نابِ خدایی جدا کنم
امشب تمامِ عشق , مهیّا شده ولی
باید بساطِ شور و شعف دست و پا کنم
بنویسید به بالینِ همه باباها…
یک پسر , خوب تر است از همه ی دنیاها…
بنویسید به روی سَرِ هر مجنونی ,
سهمِ او خونِ دل است از شَعَفِ لیلاها
تو بهترین درمان هر دردی اباالفضل
تو در ولادت هم ادب کردی اباالفضل
یک روز بعد از روز میلاد حسینت…
دیده گشودی , بس که تو مردی اباالفضل
پوریا باقری
بی خبر از تمامِ رویاها
بی خبر از شروعِ فرداها
به کسی رو نزد دلِ ماها
بیخیال تمامِ دنیاها…
صدای بانگ جرس , کاروان مهیّا شد
دل تمام عوالم گرفت و غوغا شد
حسین فاطمه راهی کربلا شده و…
دو چشمِ زینب کبری , شبیه دریا شد
بازهم روضه ی زینب همه جا ریخت بهم
حال و روز همه ی اهل سما ریخت بهم
بازهم پیرهنی را به سر و روش کشید
آسمان تیره شد و حال هوا ریخت بهم
ضریح تازه مبارک,عزیز ام بنین
ببین حریم تو آقا چقدر محترم است
ضریح پشت ضریح و حرم میان حرم
فدای گل پسری که هنوز بی حرم است
پوریا باقری
کعبه وا شد , همه جا بوی خدا پیچیده
آیه ی سوره ی ایمان همه جا پیچیده
بندِ قنداقه نبندید به دستانِ خدا
کور باشند همه شرک پرستانِ خدا