تکیه گاهم بوده ای، ای تکیه بازوی من
ثروت و سرمایه ات شد مایه نیروی من
با تو من بار رسالت را به دوشم میکشم
ای خدیجه پس تو هستی قوت زانوی من
تکیه گاهم بوده ای، ای تکیه بازوی من
ثروت و سرمایه ات شد مایه نیروی من
با تو من بار رسالت را به دوشم میکشم
ای خدیجه پس تو هستی قوت زانوی من
بهار آمده بار دگر خدا را شکر
رسیده موسم سود و ثمر خدا را شکر
تضرع سحر و اشک، رزق هر کس نیست
برای داشتن چشم تر خدا را شکر
شکر خدا بهتر شدی انگار مادر
بهتر شدی انگار یک مقدار مادر
آن روزها که خوب بودی خوب بودم
در بستر افتادی شدم بیمار مادر
وقتی سوال کرد که این سرزمین کجاست؟
گفتند غاضریه و ماریه, نینواست
فرمود نام دیگر این دشت غصه چیست؟
این خاک داغدیده مگر قتلگاه کیست؟
زلف همهی خلق گرفتار حسین است
حال همه آشفته و بیمار حسین است
باید که خلائق همگی اشک بریزند
وقتیکه خداوند عزادار حسین است
وقت استغفار حال زار را از من مگیر
حس و حال گریه بسیار را از من مگیر
چند قطره اشک مانده از همه دارایام
پس عنایت کن همین مقدار را از من مگیر
جان عالم هستی و جان ها بلاگردان توست
آسمان ها و زمین در خدمت فرمان توست
با وجود تو دو عالم رزق و روزی میخورد
قطب عالم هستی و “هستی” همه مهمان توست
هرکس که “یا باب الحوائج” را صدا کرده
موسی بن جعفر حاجت او را روا کرده
غیر از خدا که شان او را خوب میداند
هرکس که مدحی گفته در حقش جفا کرده
مظهر خیر النسا تا روز محشر فاطمه است
آسیه, مریم, خدیجه خوب و بهتر فاطمه است
فاطمه حتی طهارت را طهارت میدهد
آب با اینکه مطهر هست اطهر فاطمه است
خودم کنیز توام بچههام نوکر تو
عروسهای من آقا کنیز دختر تو
من آمدم که به پایت فقط بلند شوم
نیامدم بنشینم بجای همسر تو
نور زهرا عین ظلمت را درخشان میکند
نور حق را از دل ناحق نمایان میکند
کیست این بانو که هر شب وحی می آید بر او؟
حضرت جبرییل را در خانه مهمان میکند
نیست جز شوق زیارت در نگاه زائران
میشود بال ملائک فرش راه زائران
در نجف اذن زیارت از علی باید گرفت
میشود دست علی پشت و پناه زائران