شعر آیینی

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

اصلا نفوذ خطبه‌ی من بی‌اثر شده است…
…یا اینکه گوش مردم این شهر کر شده است؟

دیگر نمانده قدرت در جبهه ماندنم
بابا ببین که دختر تو خون‌جگر شده است

زائرکرب بلا

وقتش رسیده نوکرتان جان فدا شود

یک روز نذر روضه خون خدا شود

وقتش رسیده حال و هوایی عوض کنم

این قلب کوچکم ز شما در عزا شود

جناب بسم الله

دست دل می زنم به دامانت

می سرایم برای چشمانت

ای که رحمت, شبیه به باران

می چکد از میان دستانت

فقط نه صبحِ من

فقط نه صبحِ من از ابرهای تار پُر است

گلویِ جاده هم از بُغضِ انتظار پُر است

بیا که زردی پائیز با تو بی معناست

چرا که عهدِ تو از سبزیِ بـهار پُر است

مادرم فاطمـه

مادرم فاطمـه مظلوم ترین در دنیـاست

بخـدا واژه مـادر همه جا بی همتـاست

بس که او ازهمه چیزو همه کس دلبـرده

زین سبب گفت نبی, فاطمه قلب طاهاست

صدای معجزه می‌آید

صدای معجزه می‌آید از پشت دری دیگر

خدا گل می‌کند در ربنای حنجری دیگر

خبر آورده: دارد سنگ‌باران می‌شود, ظلمت

ابابیلی که پر واکرده از پلک‌ تری دیگر

یا ساترَ العیوبِ

یا ساترَ العیوبِ دل ما حلال کن
ما را به حق حضرت زهرا حلال کن

دیگر گذشته کار دلم از دعا حسین
جان مرا بگیر شما یا حلال کن

گویا شب شعر است

گویا شب شعر است و , در خواب نمی گنجم

خورشید غمینم در , مهتاب نمی گنجم

من دلزده از اشکم , دیدار تو را خواهم

در کاسه ی چشم خویش , با آب نمی گنجم

پرچم سبز

در طشت می ریزد جگر اما کمی سبز

انگار می ریزد به زخمش مرهمی سبز

با حرف ها آنقدر می شد سنگباران

آمد کنار اشک سرخش همدمی سبز

اصلاً بکِش به دار مرا

مثل کسیکه روی لبش یارضا رضاست

کارم فقطحسین حسین وخدا خداست

بی روضه های این دهه از دست می روم

آری دوایعاشق کرببلا بلاست

کریم دیار تنهایی

ای کریم ِدیار ِ تنهایی

خاک بوس ِدَرَت شکیبایی

حسنی تو,حسن, حسن اما

بیشتر ازسه بار زیبایی

مهر تو

باید مرا گلیم مسیر نگار کرد

زیر قدوم فاطمی‌ات خاکسار کرد

مهر تو را بهشت بخواهد نمی‌دهم

در ماجرای عشق نباید قُمار کرد

دکمه بازگشت به بالا