عشق را در سحر نگاه کنید
ذکر ِ خود را اِله اِله کنید
گاه تصویر ِ ماه در چاه است
دلِ ما را محیطِ ماه کنید
عشق را در سحر نگاه کنید
ذکر ِ خود را اِله اِله کنید
گاه تصویر ِ ماه در چاه است
دلِ ما را محیطِ ماه کنید
وقتی همه جا شُهره به عنوان تو باشیم
باید که فقط ریزه خور خان تو باشیم
دامن نکش از دست گداهای گرفتار
بگذار کمی دست به دامان تو باشیم
نازِ بی وقفه که بنیاد نمیخواهد که
زلفِ “بر بادده ات” بادنمیخواهد که
بهر از پای در آوردن عشاق خودت
این همه حسن خداداد نمیخواهد که
تک تک برایتــان همه از غم نوشته اند
ازداغ و درد هــــای دمادم نوشــته اند
به عشق روی حسین دل بهانه کرده حرم
ز پیچ و تاب فراقش صدا زنم که ز غم
به عشق روی حسین دل بهانه کرده حرم
ز پیچ و تاب فراقش صدا زنم که ز غم
دلم گرفته دمادم هوای شهر حسین
دوباره دست به قلم شد دلم ز بهر حسین
آنانکه خاک را به نظر کیمیــــا کنند
از یمن تربت شه کرببــــــــــلا کنند
آنانکه دیده اند ضریح حســــــین را
آیابودکه گوشه چشمی به ماکنند