شعر شهادت ابن الحسین

یا رضیع الحسین

کسی که خم شده اما زمین نخورده منم
کسی که بعد علی اکبرش نمرده منم

ولی رباب مرا می کشد علی اصغر
صدای آب مرا می کشد علی اصغر

حرمله خدام عذابت بکنه

من یه مادرم، یه مادرِ شهید…
که شدم از داغ یاسم موسفید
گلمُ یه جوری چیدن از تو باغ
که قدِ من‌و حسین هردو خمید

شیرخواره

تشنگی کودکان حساب ندارد
بین حرم شیرخواره خواب ندارد

چنگ نزن ای علی که سینه مادر
هیچ به غیر از دل کباب ندارد

غماهنگی گرفته مادر تو

الهی کاش چشمم تر نمی‌شد
و این گهواره بی اصغر نمی‌شد
خوشم با یادگاری‌هات ای کاش
که زخم ناخنت بهتر نمی‌شد

یا رضیع الحسین(ع)

عارفان را اینچنین در باور است
طفل این گهواره شیخ اکبر است

این علی ابن حسین ابن علیست؟
یا خدایا عیسی پیغمبر است

شیرینیِ داغت

شیرینیِ داغت به دلی گر بنشیند
پای غم تو تا دمِ آخر بنشیند

جز تو چه کسی لایق این نام..؛ “حسین”..،است…
تنها به تو این واژه یِ دلبر بنشیند

جانم حسین

تا “یا حسین” ذکر شریف شفاعت است
نامی به غیر نام تو بُردن حماقت است

هرگز به سینه ام نزدی دست رد حسین
آخر چه کس شبیهِ تو اهل رفاقت است!؟

پسری تشنه لب

ازقضا قصه ی تقدیر بهم خواهد ریخت
میرسد زود ولی دیر بهم خواهد ریخت

خواب دیده است کسی قحطی آب آمده است
یوسف از گفتن تعبیر بهم خواهد ریخت

ولدی

دریای عالم بود ، اما رود می رفت
مقصودِ عقبا ، خود سوی معبود می رفت

پای پدر لرزید دنبال قدمهاش
از جان شاهِ عشق هر چه بود می رفت

کودک لب تشنه ام

شکر حق روز و شبم با روضه ات سَر میشود

چشم های من فقط با نام تو تَر میشود

قیمتی داده به من این کیمیای مِهر تو

خاک هم زیر قدم هایت چُنان زَر میشود

حاصلِ عمرم

ای علی هایی که اطرافم تجلّا می کنید
چشم های خسته ام را مثلِ دریا می کنید

قطعه قطعه بر زمین افتاده اید و با ادب
مرگ‌ِ بابای ز پا افتاده ..امضا می کنید

ای رسولِ کربلا

در روایات آمده قدّ ِ بلندی داشتی..
اوّلین شهزاده…گیسوی کمندی داشتی
نامِ زیبایت علی بود و علی اکبر شدی
در سخن گفتن..کلامِ پُر ز قندی داشتی

دکمه بازگشت به بالا