شعر مدح مولا

ما عاشقیم

عاشق همیشه در پی دیدار دلبر است
قلبش صدف و عشق در این سینه گوهر است
در بین باغ های پر از میوه چشم او
در جستجوی میوه خوش رنگ و نوبر است

عیدُاللهِ اکبر

مانده ست جبرائیل ابوذر را نگه دارد
یا مالک و سلمان و قنبر را نگه دارد

وقتی پیمبر با ولیِّ خود به بالا رفت
باید دو دستی باد, منبر را نگه دارد

آیه نازل شد

آسمان٬ خورشید را سمت تو مایل کرده است
وحی٬ حق آورده است و ردّ باطل کرده است
عده ای را محضِ تاییدِ تو قابل کرده است
بد به حالِ آنکه در عشق تو دل دل کرده است

امیرُالحق

امیرُالحق, امیرُالعشق, امیرُالمومنینی تو
خدایی یا بشر؟ حیدر! نه آنی تو, نه اینی تو

تو را خواندند بی‌همتا و رقصیدند در آتش
علی! تقصیر اینان چیست؟ وقتی این‌چنینی تو

الْیومَ اَکْمَلْت

همی گویم و گفته‌ام بارها
بوَد کیشِ من مهر دلدارها

پرستش به مستی است در کیش مهر
بُرونند زین جرعه هشیارها

سر ما ذبح کنید بر سر ایوان نجف

#مدح_امیرالمؤمنین_علیه‌السلام

بنویسید مرا بنده‌ى سلطان نجف
بنویسید که عالم همه قربان نجف
ما غباریم..غبارى زِ خیابان نجف
بنویسید على را گُلِ گلدان نجف

علی ولی الله

#مدح_امیرالمومنین

ابر قدرت, امیرالمؤمنین است
علی شاهنشه عرش و زمین است

اگر تیغش کسی را لمس کرده
دونیمش کرده ,ضربت آهنین است

شیر خدا

#مدح_امیرالمومنین

یا علی گفتم و تا عرش خدا طی کردم
این چنین کشفِ غبار قدم وی کردم

باده از ذکر علی ریخته ام جام به جام
شرب خمر از قدح گوش پیاپی کردم

شعر مدح امیرالمؤمنین (ع)

باید که شرب خمر را تصدیق می کرد

یا حکم این تحریم را تعلیق می کرد

ایمان اهل فقه طور دیگری بود

قرآن اگر رسما ازو تبلیغ می کرد

قبله ی عالم

ای کاش من را خاک پای خود بدانی
منت گذاری روی چشمانم بمانی

رکن طلوعت خانه پروردگار است
ای صاحب اعجازهای جاودانی

الی الابد

بوی گلاب از در و دیوار بگذرد

حیدر اگر که از سر بازار بگذرد

امید وصل حضرت حیدر سبب شده ست
روزی میثم از قِبَل دار بگذرد

لا اله الا الله

چو ماه گشت دف لا اله الا الله
نواخت از شعف لا اله الا الله
چه بیم محتسب امشب؟که با ولای علی
خوشیم در کنف لا اله الا الله

دکمه بازگشت به بالا