شعر ولادت اهل بیت

آن قدر عاشقیم

آن قدر عاشقیم که املا نمی شود

مستی ما که در قلمی جا نمی شود

 

زلف مرا به پنجره های ضریح عشق

طوری گره زدند , دگر وا نمی شود

 

تویی که شهره شهری

تویی که شهره شهری به عشق ورزیدن

تویی که منتخب هستی به نیزه سر دیدن

بگو برای من از خاطرات خود بانو

کنار مقتل عشق و گلو و بوسیدن

مشام دل

بادوباره مشام دلم معطر کرد

فضای جان مرا پُر ز مُشک و عنبر کرد

شمیم یار بیاورد و دیده ام تر کرد

دلشکستۀ عشاق, پُر ز آذر کرد

بیشتر

خانه های آن کسانی می خورد در بیشتر

که به سائل می دهند از هر چه بهتر بیشتر

عرض حاجت می کنم آن جا که صاحبخانه اش

پاسخ یک می دهد با ده برابر بیشتر

کریم آل طه

از حُسنِ نبی,در دو جهان,محشری آمد

آغاز گرِ فوت و فنِ دلبری آمد

ماهِ رمضان,عطر امامِ حسن آورد

با آمدنش,رایحه ی قمصری آمد

اولین معجزه

نوکر حلقه به گوشیم و اسیر حسنیم

گره کور نداریم فقیر حسنیم

نسل در نسل همه خاک مسیر حسنیم

کشته و مرده فرزند صغیر حسنیم

قیام آینه

شکسته قبح غزل را شکوه مدحت تو

قیام آینه خم شد به پای حرمت تو

 

نمای آینه ها انکسار می طلبد

به شوق نشر تو و انتشار کثرت تو

مهپاره

مهپاره ی ایل پاک محمودی تو

آیینه ی قدی حسن بودی تو

صد خمره عسل ریخت زمین , یابن حسن

لبهای خود هر بار که بگشودی تو

رضا رسول زاده

 

ولادت امام باقر

برما نظری اگرنمایی کافیست

ازکارم اگرگره گشایی کافیست

عیدی ولادت امام باقر

درمجلس ما اگربیایی کافیست

  سید مجتبی شجاع

 

سوره کوثر بخوان

داد مسرت کشید پیک خوش آسمان

مژده که ریحان یاس شکوفه زد در جهان


جلوه حق بر زمین کرده رخش را عیان

نور خدا آمده نغمه مستانه خوان

قلم زدم به مرکب کنار این فانوس

قلم زدم به مرکب کنار این فانوس

برایتان بنویسم برای اقیانوس

نفس برای شما خرج می شود بی بی

نفس نفس شده این جا کنارتان محبوس

امتداد سوره کوثر

ای امتداد سوره ی کوثر خوش آمدی

ای روشنای قلب پیمبر خوش آمدی

آییینه دار حضرت حیدر خوش امدی

کوری چشم دشمن ابتر خو ش آمدی

دکمه بازگشت به بالا