وحید قاسمی

ائتلاف

 

فرشتگان سماائتلاف می کردند

به گرد بسترنرگس طواف می کردند

به زیر سایهی محراب سبز گهواره

پیمبران خدااعتکاف می کردند

نوروز باستانی

 

 ای یارجمکرانی من, یبن فاطمه

 ای عشق جاودانی من, یبن فاطمه

 

 خون مرا به پای فراقت نوشته اند

 ای قاتل جوانی من! یبن فاطمه

عاشق تر از اویس قرن

ما راشهید اشک و محن آفریده اند

 عاشق تر ازاویس قرن آفریده اند

 امرخدای عزوجل بوده در ازل

 مارا برای سینه زدن آفریده اند

جمعه های تکراری

دلم گرفته از این جمعه های تکراری

دلم گرفته از این انتظار اجباری

چه قدر ندبه بخوانم!چرا نمی آیی؟

چه دیده ایی که از ایندل شکسته بیزاری!؟

خورشید کبود

 

خورشید کبود و نیلی و مخمل کوب

دیدیم تو را چه دیر در سمت غروب

 

در مغرب شانههای ترکان سیاه

بی غسل وکفن به روی یک تخته ی چوب

 

آقا نیا…

 آقا نیا اینجا کسی در فکرتان نیست

 اینجا کسی دلواپس صاحب زمان نیست

 

 زخم زبان بیچاره کرده عاشقان را

 اینجا کسی با هیئتی ها مهربان نیست

  

در تحیُرند

 

پیغمبران عرش خدا در تحیُرند

 

بر ساحت مقام شما غبطه می خورند

 

تا آدم از زبان خدا وصف تان شنید

 

از قصد رفت و با عجله سیب سرخ چید

مدح امام جواد (ع)

ناوک مژگانتان ما را ز پا انداخته
گیسوان چون کمندت، کار ما را ساخته
دل نگو! ویرانه ای پایین پایت مانده است
لشگرخون ریز زلفت فاتحانه تاخته

شوق نوکری

 ذکرابوتراب عجب مستی آور است

 ایننام پیرِ میکده ی حوض کوثر است 

 اصلاهراس و باک نداریم از حساب

 محشرکلید باغ  جنان دست حیدر است 

ولایت

 مولا اگر نبود,ولایت نداشتیم

 روزحساب, باب شفاعت نداشتیم 

 عاشقنمی شدیم اگر مرتضی نبود

 نسبتبه اهل بیت ارادت نداشتیم 

حساب و کتاب

 خسته شدم,بریده ام آقا, شتاب کن

 یا انتخاب کن بخرم, یا جواب کن 

 برگشت نمهمان و فنا گشتنم همان

 هرچهپل است پشت سر من خراب کن 

وقتش رسیده است,که …

 وقتش رسیده است,که سلمان مان کنی

مجذوب چند آیه ی قرآن مان کنی

ما بت پرستژ ی عشقیم,یاحسین

قرآن ز نی بخوان که مسلمان مان کنی

دکمه بازگشت به بالا