شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

اسد الله

اسد الله

نه که از کعبه؛که از عرش فراتر رفته
پایش آن روز که بر دوش پیمبر رفته

شک نداریم اگر عرش؛مُعلّی شده است
صبح هر روز به پابوسیِ حیدر رفته

تا ز سرچشمه ی مَدحَش همه سیراب شوند
بیست سال احمد محمود به منبر رفته

چه کسی جز اسد الله به هر مهلکه ای
با سر و جان پیِ یاری برادر رفته ؟

بدر دیده ست چطور از جگر عُتبه و شِیث_
زَهرِه ؛ از نعره ی این شیر غضنفر رفته

هر یلی آمده در عرصه ی پیکار علی
پیکرش از وسط معرکه بی سر رفته

عوض فخر ؛ بسی ننگ به بار آورده
هرکسی غیر علی جانبِ خیبر رفته

هرکه در راه علی خرج نکرد از مالش
درهم از کیسه ی او چند برابر رفته

قدری انصاف بده آی تُهی دست نجف
چه کسی از در این خانه مکدّر رفته؟

شور مستی به سر اهل ولا دیگر نیست
چون که از دار جهان ساقی کوثر رفته

نیمه شب غسل و کفن کرد تنش را پسرش
روضه های پدر انگار به مادر رفته

دفتر روضه ورق خورد و خبردار شدیم
شمر دنبال خریداری خنجر رفته…

بعد سیلی زدن و بی ادبی کردن ها
بی شرف تازه پیِ غارت زیور رفته

قلمم بشکند و دفترم آتش گیرد
شعر اگر قافیه اش جانبِ معجر رفته
محمّد قاسمی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن