شعر مدح و مناجات

پنجره فولاد

آهو آمد سوی تو آرام شد،پس می شود
در حریمت هرکه بی کس می رود کس می شود

یک عبای آبی و عمامه ای از جنس نور
آسمان از دست این گنبد مُلبّس می شود

بیشتر بخوانید »

جانم حسن

از اهل منبر این روایت را شنیدم
در روضه ی غربت به این مطلب رسیدم

و حاصل کل خدائی خداوند
دو مصرع شعر خدا در اولین بند

بیشتر بخوانید »

کبوتر حرمم

خدا کند کسی از تو مرا جدا نکند
من و جدایی از لطف تو! خدا نکند

به اعتبار تو بر من خدا نظر دارد
بدون واسطه یک ذره اعتنا نکند

بیشتر بخوانید »

سیاهی دور می گردد

از برکت نامت غزل پرشور می گردد
هر بیت شعرم باتو بیت النور می گردد

صحرا به یمن مقدمت شد وادی اَیمَن
جایی که نور آمد سیاهی دور می گردد

بیشتر بخوانید »

بانوی مظلومیست

امشب بجز معصومه نامی در سرم نیست
یعنی برای عشق و مستی هیچ کم نیست

من شعر میگویم برایش , این فضیلت
حتی میان شعر های محتشم نیست

بیشتر بخوانید »

خواهر

هر جا که خواهری است، برادر همیشه هست
دنبال هر برادر، خواهر همیشه هست

این جذبه های عشق تمامی نداشته
دلدادگی میان دو دلبر همیشه هست

بیشتر بخوانید »

ساقی میخانه ام

تنها امید این دل دیوانه ام هستی
مانند شمعی در دِلِ ویرانه ام هستی

وقتی که از تاک ضریحت بوسه می گیرم
یعنی که قطعا ساقی میخانه ام هستی

بیشتر بخوانید »

آیه اللهِ معظم

جملهِ مه رویانِ عالم از رخِ تو بی قرار
عرش پروازانِ عالم بر درِ تو خاکسار

یکهِ یکدانهِ اگر باشد در عالم آن تویی
ای به جمعِ آفرینش های عالم شاهکار

بیشتر بخوانید »

حرم آل فاطمه

چشم دلم به سمت حرم باز می‌شود
با یک سلام صبح من آغاز می‌شود

پر می‌کشد دلم به هوای طواف تو
وقتی که لحظه، لحظهٔ پرواز می‌شود

بیشتر بخوانید »

صاحِبُ‌الکَرَم

ای صاحِبُ‌الکَرَم ! کَرمت را به رخ بکش
پیش کریم‌ها تو کَمت را به رخ بکش

وقتی تمام خلق، به دنبال شادی‌اند
شور و نشاطِ بزم غمت را به رخ بکش

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن