حامد آقایی

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

یدالله

سوسوی چشمِ ملیحش شمس را پروانه کرده
منطق ابروی بُران عقل را دیوانه کرده

شد یداللهِ زمان تا ، جلوه بر کونین بخشد
زلف موزون جهان را دستهایش شانه کرده

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات امام زمان (عج)

بهار دلها

تسبیح زمین و آسمان مهدی جان
آواز خوش مقربان مهدی جان

رحمت به لب اهل یقین امشب هست
بارانِ زمین به آسمان مهدی جان

بیشتر بخوانید »

شعر اربعين

جنت

از کران تا بی کران حرفی به جز کوی تو نیست
تشنهٔ چشم تو را راهی به جز روی تو نیست

پیش رویت شوق جنت را که معنا میکند؟
برکسی که جَنتش جز طاقِ ابروی تو نیست

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت رقيه (س)

زخم خار مغیلان

از سوی نیزه سرو خرامان خوش آمدی
ای گل به دامن گلِ ویران خوش آمدی
مرهم به زخم خار مغیلان خوش آمدی
مهمانِ ریگهای بیابان خوش آمدی

بیشتر بخوانید »

شعر مصائب اسارت كوفه

ای نور محض

خورشید و کهکشان شده حیران معجرت
ای نور محض یاور تو هست داورت

وقتی که مو به مو به علی مو نمیزنی
باید شویم لشگری از جَون و قنبرت

بیشتر بخوانید »

شعر وروديه محرم

دوباره مقتل

شفق به نیزه نظر کرد و رنگ او غم شد
نسیمِ صبح به زلفش چو خورد ماتم شد

به عرش پیرهنی پاره گشت، آویزان
بساط گریهٔ عالم دگر فراهم شد

بیشتر بخوانید »

شعر عيد غدير خم

علی مولا

نبین از خاک بالشتی، به شب ها زیر سر دارد
و یا در پاش نعلینی پر از وصله، اگر دارد

نبین با چاه خلوت کرده و مأنوس او گشته
و همچون وسعت دریاش ، خونی در جگر دارد

بیشتر بخوانید »

شعر عيد غدير خم

طرهٔ موی ترا

طرهٔ موی ترا دام بلا باید نوشت
مِهردلجوی تو را آقا بَها باید نوشت

موردلطف تو باشد ، مورد لطف خدا
چشم جذاب تو را چشم خدا باید نوشت

بیشتر بخوانید »

شعر مناجات امام حسين (ع)

نان حلال

رند بازاریم اگر درویش مسلک زاده ایم
بَه چه سودی عالمی دادی و ما دل داده ایم

مست ما می گردد هر جامی که برما لب زند
بس که نامت از لبِ ما ریخته خود باده ایمبیشتر بخوانید »

شعر مناجات امام حسين (ع)

کبوتر

به درگه احدی خَم نمی کنم سر را
مگر به جز تو که داری هوای نوکر را

رسد به هرچه که خیراست بی برو برگرد
هرآنکه بر کرم تو سپرد باور رابیشتر بخوانید »

بستن
بستن