شعر مدح امام حسين (ع)

اسمِ‌ اَعظم‌ است

وقت ادای حقّ رسول مُکرّم است
نُوحُوا‌عَلی‌َالحُسَین‌ که‌هنگامه‌ی‌ غَم‌است

شَهرُ‌البُکاء و خاص‌ترین‌ماهِ‌سالِ ماست
(این‌رستخیزِ عام‌که نامش‌مُحر‌ّم است)*

فریاد می‌زند مَلَک از پای قبر حُرّ
این‌ ماه؛ ماه‌ توبه‌ی اولاد آدم است

از “یا حُسَین” گفتن ما آب می‌خورد
این‌شورشی‌که‌در دل ذَرّات‌ عالم است

در امتحان معرفتُ‌ الله رد شدند
آنان‌که‌مُنکِرند”حُسَین”اسمِ‌ اَعظم‌ است

دنیا به‌پیش مَردُمکِ چشم اهل اشک
مِنهای روضه‌های مُحرّم جهنّم است

ای‌سینه‌زن‌بکوش‌که‌خوش‌نوکری‌کنی
فرصت‌برای‌ عرض‌ِارادت‌به‌او کم‌است

یک‌قطره‌اشک؛مجلس‌روضه‌؛کمی‌ادب
اسباب‌ِ مغفرت‌ همه‌یک‌جا فراهم است

درعرش‌خیمه‌ای‌ست‌‌که‌پیراهن‌حُسین
آویخته به‌گوشه‌ی‌آن،جای‌ِپرچم است

آهِ رُقیّه ریخت به هم نظم‌ دَهر را
وقتی که دید موی پدر نامُنظّم است

هر شب بجای حضرت‌ فَخرُ المُخدّرات
شیون‌کنید در غمِ‌ جسمی‌که دَرهم است

محمدقاسمی

برچسب‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

با این شرایط موافق هستید.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن