جانم حسین(ع)
چشمان من تب باران شدن داشت
انگار درد عالمی درمان شدن داشت
انگار با یمن قدوم حضرت عشق
غمها بنای رفتن و پنهان شدن داشت
وقتی طلوع چهره ی پاک حسین شد
در نه فلک حال و هوا حیران شدن داشت
فطرس به من آموخت در جشن ولادت
هر مشکلی با یمن او آسان شدن داشت
شاه و گدا را راه دادند تا بفهمیم
فقر و غنی در سایهاش یکسان شدن داشت
(امشب شب پیدایش نور دو عین است)
(امشب شب میلاد اربابم حسین است)
اهلا و سهلا حضرت آقا، امیرم
من آمدم بند قماطت را بگیرم
تو عشق طاهایی، حسینی، دلنشینی
من هیچ و پوچم، کوچکم، خیلی حقیرم
اهلا و سهلا روز مولودت فرحناک
امری بفرما هرچه گویی میپذیرم
خود خواستی در خانهات نوکر بمانم
خود خواستی افتد در این وادی مسیرم
اهلا و سهلا یا شبیر آل احمد
دستی بگیر از من که در پای تو پیرم
(امشب شب آیینه بندان جهان است )
(ای نو رسیده با وجودت دل جوان است )
اهلا و سهلا پا بنه بر بام دنیا
والانشین، بالا بمان، ای روح والا
اهلا و سهلا با قدومت غرق نور است
چشمان طاها و علی چشمان زهرا
اهلا و سهلا باغ جنت شد دو عالم
تا آمدی در خانه پر امن مولا
اهلا و سهلا ای تمامی صداقت
یک روز گردد کربلای تو معلی
در جشن میلادت اگر مقدور باشد
یک گوشه ی چشمی بر این هیئت بفرما
(امشب شب سائل شدن در خانه توست )
(مرغ دل ما یا حسین پروانه توست)
محسن راحت حق